تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2692

مساهمون:

ص٢٦٩٢
زور دارند و اين حكايت هم فتح باب كرد و سرود ياد مستان داد . ما هم هى بايد تعظيم حاضر كنيم . درست حال ما به حال شير كوره مىماند . شير كورى لوطيها در طهران داشتند كه از بس بچه‌ها انگشت به مقعدش كرده بودند هر وقت از آن سمت خيابان طفلى گذر مىكرد شير بيچاره پشت خود را به آن سمت مىكرد . حالا ما هم طورى شده كه هر وقت از سمت اطاق برليان گذر مىكنيم خواه كسى باشد يا نباشد بىاختيار تعظيم مىكنيم و هيچ خيرى از اين تعظيمها نديديم .

وضع ما

يعنى ما جمعى هستيم بىطرف ، به يك اندازه خداترس . نه ريش مصنوعى و عمامه گذاشته ، شب و نصف شب به انجمنها رفته تدارك قتل شيخ ديده يا شب نامه نوشته صد هزار ناسزا به عالم گفتيم [ و ] نه كلاه پاپاخ به سر و قطار فشنگ بسته با مفاخر الملك و ديگران به خانه‌ها گذر كرديم و آدم كشتيم . تكليف شرعى و عرفى خود را در بىطرفى و سكوت ديديم . حالا شايد بعضى بگويند بىعرضه بوديم . باز گواراست ، تا آدم‌كش و دروغگو باشيم .

مناصب سپهدار

سپهدار تمام كارها را تصاحب كرده سواى وزارت جنگ ، مثل سپهسالار آقا وجيه غير مرحوم گور به گورى توپخانه و قورخانه ، اصطبل ، انبار دخيره ، دفتر لشكر ، افواج و سوارهء قزوين ، ايلات و سوارهء خواجه‌وند و ترك و عبد الملكى و هر چه بىصاحب است راجع به شخص خود و اقوامش است . حكومت طهران را به ميرزا صالح خان داده اما منتصر الدوله را نايب الحكومه كرده . معلوم است به زور مجاهدين حاكم ديگر كسى نيست . حكومت گيلان ، تنكابون ، قزوين با خودش است . ساير كارها هم كمسيون هم به دست اوست . تلگراف و پست را هم ادارهء خودش و به سردار منصور واگذار كرده . حكومت ساوه و زرند شاهسون بغدادى هم با سپهدار است .
دو بدين چنگ و دو بدان چنگال * يك به دندان چو شير غرّانا
ديدم امروز چند نفرى لندلند مىكردند . يواش يواش مشغول هستند . اما حالا زور كسى نمىرسد مگر مجلس برقرار شود . آن هم به اين زودى مشكل است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2692 | قهرمان ميرزا عين السلطنه