تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2962

مساهمون:

ص٢٩٦٢

گارد ملى در قبال مجاهدين

در طهران يك دسته پياده به عنوان گارد ملى گرفته مىشود و اين را سپهدار براى جلوگيرى شرارت مجاهدين تهيه مىكند و اين « ملى » را دنبال اسم آنها گذاشته تا به رغبت مردم حاضر شوند . بيشتر هم از همان مجاهدين‌اند ، اما از آنها كه با عقيدهء سپهدار همراه هستند .

مملكت همان مملكت

مجلس مىخواهد قرض كند اما معلوم نيست از كجا و مشكل است فراهم شود . باز مذاكرات مجلس كما فى السابق است ، با وجود كارهاى مشكل فراوان از كارخانهء كاغذسازى و بلورسازى و كنترات نان و گوشت متصل صحبت مىدارند . بعينه همان گردهء سابق است . تعجب هم نبايد داشت . اينها همان آدمها و مملكت همان مملكت است . شاه خلع شده ديگر مردم كه عوض نشده‌اند . توفيرى كه با سال گذشته دارد از زمين برخاسته روى صندلى نشسته‌اند . آخوند و تاجر كمتر دارند .

شكايت نايب السلطنه

چهارشنبه هشتم ذيحجه - خدمت آقاى نايب السلطنه با شاهزاده ملك آرا رسيده در قصر ابيض اطاق كوچك . خيلى خيلى اظهار مهربانى كرد . بعد گفت در اطاق را بستند سر شكوه و شكايت را باز كرد . بقدرى شكايت از وضع ايران و ترتيبات حاليه كرد كه نزديك بود فرار كنيم . مىگفت و قسمها مىخورد كه حال من هزار درجه از محبوسين بدتر است . مرا در قفس كرده [ اند ] و آنچه ميل دارند انجام مىدهند . من مىبينم يك نفر كه فقط دارائى او يك عباسى است اعتراض مىكند بر آدمى كه صاحب پنج شش كرور آب و خاك است . آن وقت خودش را وطن‌دوست مىداند و آن را نمىداند . جانم به لب رسيده پدرم پيش چشمم آمده . اين چه روزگارى است ، چه وضعى است . هر چه كوشش مىكنم اندكى ذره‌اى ثمر ندارد . مملكت را خراب و ويران كردند باز هم دست‌بردار نمىباشند . ما قدرى تملق بى جا كرده ، انشاء الله در ظل مراحم حضرت اقدس اصلاح مىشود ، درست مىشود . چشم تمام ايرانيان به وجود مبارك حضرت اقدس روشن است . گفت خير حضرت اقدس هيچ كارى نمىتواند بكند شما خاطرجمع باشيد ! باز چاى آوردند . آن وقت يك پاكت خيلى عريض طويلى پيشخدمت جلوى حضرت اقدس گذاشت . باز كرده پاكت ديگرى از جوف آن با لاك خيلى بزرگتر درآمد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2962 | قهرمان ميرزا عين السلطنه