حريت و مشروطه سر از خواب بردارند و به مشروطهء رحيم خان بنگرند ) .
زنجان
عصر خانهء عين الملك رفتيم . او گفت از ميرزا ابو القاسم خان منشى باشى سفارت روس شنيدم كه استر اباد و خمسه و تبريز مغشوش شد . يك ساعت از شب رفته كه مراجعت مىكرديم حاجى رضا قلى خان ملاقات شد . گفت تمام آنها كه از خمسه رفته بودند با جمعيت زياد از اهل دهات به قدر سه چهار هزار نفر در زنجان جمع شده [ اند ] كه مانع رفتن يپرم و بختيارى از آنجا بشوند . يا اگر اصرار در رفتن كنند جنگ كنند . حاكم را هم از شهر بيرون كردند . اما يپرم از قزوين حركت كرده ، مگر از شهر زنجان و نزديكى آن رد نشود و الّا مرافعه بزرگى است .
قدرت « ايليت »
از قرارى كه گفتند آصف الدوله را به اصرار مىخواهند به حكومت قزوين و خمسه روانه نمايند كه با زور ايل اينانلو و ايليت با ساير طوايف شاهسون آنجا را منظم كند . آخر تمام حكومتها راجع به سركردگان و خوانين ايلات مىشود و بناى ملوك الطوايفى است .
جهانشاه خان و اسعد الدوله
حاجى رضا قلى خان مىگفت تمام اين ترتيبات را جهانشاه خان براى كشتن اسعد الدوله سابقا و لاحقا فراهم كرده و مىكند . چنانچه اگر دفعهء اول مقتول شده بود امروز ابدا اين صحبتها در خمسه گفتگو نمىشد و اگر حالا كشته شود آنجا به كلى امن مىشود . براى آنكه قتل او اسباب اين مىشود كه جهانشاه خان صاحب صد ملك شش دانگى ديگر بشود .
استقبال از سيد عبد الله
يكشنبه سلخ شهر شوال المكرم - تمام دكاكين بسته بود . آدم در شهر تك و توك ديده مىشد . درشكه و كالسكهء اربابى ، كرايه هيچ عبور نمىكرد . تمام استقبال رفته بودند مگر دو طايفه : يكى فكليها ( ژون پرسان ) يا احرار ، ديگرى بيطرفها كه نه داخل مشروطه بودند نه استبداد . حاجت تملق از كسى ندارند . من كه نرفته بودم . اما كسانى كه رفته بودند حكايت كردند كه هيچ وقت اينقدر جمعيت نديده بودند ، حتى در روز حركت نعش ناصر الدين شاه . در عماد آورد آقاى نايب السلطنه خيمه و خرگاهى مفصل زده ، ناهار