تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2906

مساهمون:

ص٢٩٠٦
يشم خيلى بوده است . كتابچهء ولايات هنوز نرفته . ميرزا حبيب الله رئيس كابينهء وزارت ماليه مىگفت من يك هفته است وزير را نديده‌ام . معلوم نيست چه مىكنند و كجا هستند .

وزارت جنگ - مواجبهاى زياد

ادارهء پرسونل در وزارت جنگ باز شده كه فرامين صاحب‌منصبان را ملاحظه مىكنند . من و عماد السلطنه را احضار كرده بودند رفتيم و فرامين را قرار شد بعد ببريم . ضياء الملك رئيس است . در بالاخانهء بزرگ بود ، فرش نداشت ، مبل نداشت . فقط يك پردهء تور به در ورود آويخته بود كه سرما را صاف مىكرد . با اين حال فقر و مسكنت ، مواجبهاى خيلى خيلى گزاف براى اجزاء كابينه‌ها معلوم كرده‌اند و براى عدليه مثلا ميرزاى استيناف عدليه ماهى شصت تومان . اسد الله ميرزا ثبات كابينهء جنگ است ماهى سى و پنج تومان ، يا مجاهد ماهى بيست و يك تومان . يك وقت سر مىافتند كه خطا بوده و ايران ، آلمان و انگليس نيست . يك نفر نويسنده كه فقط نطق متداعيين را ثبت مىكند و من مىبينم هر جا در املاء گير مىكند فورا مىپرسد ماهى شصت تومان خيلى زياد است . در صورتى كه مىگويند وزراى مسئول ماهى پانصد تومان بايد بگيرند .

خانهء جديد

سه‌شنبه 25 شوال - حضرت و الا پريروز غروب به سلامتى شهر تشريف آوردند . من هم منزل جديد آمدم . اين منزل دالان غريبى دارد . آن وقت هم شش پله پائين آمده ، شش پله بايد بالا رفته داخل حياط شد . دو اطاق تازه‌ساز و دو اطاق قديمى دارد . دو زيرزمين ، مبالش چنان نزديك آشپزخانه است كه هر وقت صدائى بلند شود دو ذرع تازه گل از جا مىپرد و نزديك است ترك آشپزى و خدمت را كند . يك شرافت دارد كه بيشتر اسباب واهمهء تازه گل است كه در اين خانه عباس آقا قاتل اتابك منزل داشت و مشق تپانچه مىكرد . يك طويله دارد كه ارباب مىخواهد براى تازه گل و تقى تهيهء منزل كند . اين هم يك اسباب حرفى شده و به دماغ آقايان خورده . مختصر يك شكلى بايد تا بهار گذران كرد . نصف اسبابها خانهء مظفر الممالك است ، يك مقدارى اندرون حضرت و الا ، سواى آنچه در بيرون است . اين خانه هيچ‌جا ندارد و با وضع اين بچه‌ها و كلفتها نهايت زحمت را بايد متحمل شد .