اردبيل
امروز رسما در « ايران نو » فرار ستار خان سردار ملى را از اردبيل و تصرف رحيم خان و شاهسون آنجا را نوشته بود ، منتهى به اين عبارت كه سردار ملى به يك ملاحظهء جنگى از اردبيل به سراب رفت كه با قوهء جديد كه خواهد رسيد اردبيل را محاصره كند . در « شرق » تلگراف ذيل را نوشته بود .
« از آستارا - 21 شوال - جرايد مقدسهء شرق ، نجات ، تمدن . قتل و غارت اردبيل مسلمان نشنود . . . « 1 » سردار ملى در سراب سلامت ، مشروطهخواهان تماما غارت زده در قونسل خانه متحصن ، حضرت عميد السلطان با مجاهدين مقدمة و سواركرگان رود منتظر عقب مانده مىباشد . »
اما آنچه ملك آرا از سپهدار شنيده بود گفته بود تمام اردبيل را قتل و غارت كردند حتى آنها كه اسباب ورود حضرات شده بودند . حاكم و غالب مردم در قونسلگرى روس هستند . ستار خان هم با سى نفر به سراب فرار كرد . مسيو يپرم ميل داشت يا نداشت با صد نفر قزاق ، دويست نفر مجاهد قديم و جديد با سردار بهادر و سيصد بختيارى دو عرابه توپ « شنيدر » كوهستانى دو عرابه « مكسيم » رفتند . هر كدام اردوى عليحده زده رئيس كل ندارند . از قزاق هم كارى ساخته نيست تابع فرمان صاحبمنصب روس است .
فردافرد هم ضد اين اساس و با مجاهدين دشمن هستند . من نمىدانم با علم اليقين كه دارند و خودشان متصل مىگويند براى چه مىبرند ( فقط سياهى لشكر است و الّا يك پول از آنها كار ساخته نيست و پلكنيك تمام صاحبمنصبان را خواست آنچه گفتند ما ملتى هستيم خارج كرد ) . در موقع كار مثل كرج و بادامك و طهران و تبريز كار مىكنند كه كاپيتن مىگويد وقت ندارم توپ بيندازم . يا كرج جاى بدى بود ، صحراى شاه آباد بهتر از كوه است . شهرت دارد كه در يك جنگ ميان كشتههاى شاهسون چند نفر روس بوده كه به لباس شاهسون درآمده بود .
گرو گذاشتن جواهر و قرض
مقدارى جواهر مىخواهند گرو بگذارند و صد و پنجاه هزار تومان قرض كنند و اين دفعه دور نيست صحت پيدا كند . كمسيون تفتيش اشياء مسروقهء سلطنتى مقدارى اسباب پيدا كرده . اعتماد حضور مستوفى موزه و اثاثهء سلطنتى را هم حبس كردند . زيرا مقدارى از اين اسباب در خانهء او پيدا شده است . قرآن خط ياقوت و اشكال چينى با ظروف مينا و
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .