افتخار التجار ، حاجى باقر و غيره خانهء سپهدار اعظم متحصن شده [ اند ] كه ما نداريم بدهيم . عين الدوله هم از آن هفتاد هزار تومان كه به قسط بنا بود ماهى ده تا بدهد فقط ده تا داده . شنيدم كاغذ بسيار سخت بدى سپهدار نوشته و چند نفر مجاهد مأمور كرده تتمه را وصول كنند .
باز امروز شنيدم حكما از همه خواهند گرفت ، اما دور نيست به بعضى تخفيف بدهند . خوب حالا شهر ديگرى شلوغ شد چه خواهند كرد . باز طهرانى بايد جريمه بدهد . اگر اين شكل بگذرد نوبت ماها هم مىرسد . براى اين كه كار به آدمى پنجاه و صد خواهد رسيد . اما آنچه از اعيان و نوكر باب بگيرند صدائى بلند نمىشود . سراغ كسبه و تجار اگر بروند هنگامه مىشود .
روزنامهء شرق - سيد ضياء الدين ژون پرسان
روزنامهء موسوم به « شرق » از عالم مطبوعات جلوهگر شد ، يوميه در كاغذ بزرگ ، تك نمره سه شاهى . هم قيمتا ، هم از حيث كاغذ از « ايران نو » برترى دارد . اين روزنامه را جمعى شريك شده ، دير زمانى بود انتظار داشتيم . « ژون پرسان » ها داخل هستند و انشاء الله خوب مىشود . اما در اين نمره قدرى از استقراض اين مبلغ جزئى و گرو گذاشتن جواهر بد نوشته بود كه براى اين وجه نالايق ناقابل هيچ شايسته نيست يك وزيرى بگويد جواهرات سلطنتى گرو گذاشته شود .
« اى آقايان عظام كه محل ناموس و پشت ملت و يك مشت بيچارگان هستيد آيا هيچ انصاف نداريد يا هيچ از خدا نمىترسيد ، هيچ از وظايف مكلفهء انسانيت خود خجالت نمىكشيد ، هيچ از حقارت و پايمال كردن آبروى ملت ملاحظه نمىكنيد . » گفتند آن وزيرى كه گفته بود فرمانفرما بود .
شكايت شرق
باز در اين نمره در تلو مصيبت و دردهاى بىدرمان شرحى از وضع حاليه شكايت مىكند كه ابدا فرقى با سابق ندارد : « بدبختانه با كمال تأسف مشاهده مىشود كه هيچ فرقى با ايام استبداد حاصل نكرده ، منتهى از حكم انفرادى خاقان مخلوع خلاصى جسته و دچار احكام و آراء خواقين متكثرهء متعدده گرديديم . » مقصود اين بود . فورا شهرت توقيف شرق شايع شده اسباب تعجب همه شد .