تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2820

مساهمون:

ص٢٨٢٠
از ديوار صدا درآمد و از مردم بلند نشد . باز مختصرى از آن مطوّل را تجديد كرد . اين دفعه معين بوشهر [ ى ] گفت خوب است عنوان قرض بكنيد تا شايد به عنوان قرض مردم چيزى بدهند . ديگرى گفت شما عفو عمومى كرديد پس اين جريمه‌ها چه چيز است . آخر گفتند ما بايد برويم جواب شما را فكر كنيم و بعد عرض كنيم . مجلس متفرق گرديد .

قهر عضد الملك

نايب السلطنه شبها درب خانه نمىآيد . آشپزخانهء خودش را هم برده است . بد نيست براى آن كارهاى بزرگ كه واقع شد قهر نكرد و چيزى نگفت . حالا براى خاطر حاجى اسمعيل دزفولى و كتابخانه قهر مفصلى بكند .

گريهء زنها براى محمد على شاه

شاه قزوين رسيده از خارج شهر به سلطان آباد رفت . قزاق روس به كلى مانع تماشاى مردم بودند . از روزى كه مىرفت در زرگنده تمام جمعيت شمرانى جمع شده بود . صداى گريه تا تجريش رفته بوده است . همين‌طور زنهاى شهر طهران اغلبى در امامزاده حسن و امامزاده معصوم جمع شده بودند . كالسكهء شاه را كه مىبينند صدا به گريه و شيون بلند مىكنند . آخر شاه آنها را بواسطهء پيغام كه به توسط قزاق روسى فرستاده بود ساكت مىكند و رد مىشود .

آش پشت پا براى شاه مخلوع

در اغلب خانه‌ها زنها آش پشت پا براى شاه درست كردند . در خانهء من هم تازه گل درست كرده و از چند جا هم براى او آورده بودند . اينها يك جمعى هستند همه مستبد [ اند ] و شاه را دوست داشتند . دو ثلث زنهاى طهران اين ترتيب جديد را بد مىگويند ، خصوصا از وقتى كه شاه خلع شده است . در روزنامهء « ايران نو » برو بروهاى خيلى ناقلائى براى شاه نوشته بود . اما من اگر به جاى او بودم قدرى صبر مىكردم تا اين لاف و گزافها يك مصداق خارجى هم پيدا مىكرد ، و الّا امروز ايران مغشوش‌تر از آن ايام است .

جواهرات سلطنتى نزد كامران ميرزا

صنيع الممالك زرگرباشى را در عدليه ديدم پرسيدم از جواهرات چقدر كسر بود . گفت تقريبا چهار كرور تومان كه ششصد هزار تومانش فقط مرواريد است ، بعضى از آنها
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2820 | قهرمان ميرزا عين السلطنه