دويست ، پس از آن همه مرافعه و دوندگى صلح شد و تمسك صراف دادند . حالا هم عارض شديم و باز وصول نمىشود .
ظهير السلطان و ديگران
ديشب خانهء عميد الدوله مهمان بوديم به همان اختصار . ظهير السلطان و آجودان باشى سابق كه حالا يار محمد خان اسمش را مىگويند سرشب آنجا بودند . اولى را معاون و نايب الايالهء خراسان كردهاند و ماهى پانصد تومان مواجب ، دومى را رئيس قشون سالى پنج هزار تومان . مىروند به جان ركن الدوله [ مىافتند . ] حالا ظهير السلطان باز چند روزى باغ شاه حبس و زنجير بود . اين يار محمد خان پسر وزير نظام با جمعى ديگر از قبيل امير اعظم ، معتمد خاقان حاكم طهران و آنها كه در سفارتها متحصن شدند اين مدت فرنگستان و مشغول عيش بودند . پس از فتح طهران و امنيت و خلع شاه به يك ماه آمدند ، چه امتياز و تفوقى دارند كه همه بايد داراى كار و شغل شوند .
امير اعظم ده روز قبل از خرابى مجلس رفت يك ماه پس از فتح طهران آمد . حالا يك باد و بروتى ور مىدارد كه حكومت استرآباد ، سمنان دامغان ، شاهرود ، بسطام باز نمىرود . بارى من يك نفر كه بخل نمىكنم . مملكت ما خوب و منظم بشود به دست هر كس باشد متشكر و ممنون هستم .
گروگذارى جواهرات
سيصد و شصت هزار تومان پول فورى براى اصلاحات جزئى لازم شده بود . قبل از جلوس وكلا هيئت مديره رأى داده بود از جواهرات گرو بگذارند . بعد وكلا دو دسته شده يك دسته كه نواب و آقا سيد نصر الله جزو اعظم بودند مخالفت داشتند . تقىزاده و اتباع او ميل داشتند . وزرا هم در استقراض رأى مىدادند . اين بود دو شب حضرات قهر كرده حاضر نشدند و مىگفتند اين همه مذمت به محمد على ميرزا براى گرو گذاشتن جواهرات و آن همه بدگوئى پس براى چه بود . اين پول گويا قرض نشد و امورات كماكان به حال خرابى باقى است و هيچ آثار بهبودى و رفاه هويدا نيست .
سفير تازهء روس
سفير روس پريروز شرفياب شد . من نبودم آقاى عماد السلطنه رفته بود . اما توى كالسكه سفير را ديدم ، مرد قوى هيكل درشتى است . گفتند چهل و دو سال دارد . صورت را مىتراشد . مستشار سفارت روس در انگليس بوده .