آتشسوزى بازار
ديشب شانزده باب از دكاكين كنار خندق و تيمچهء امين السلطان آتش گرفت . مقدار زيادى قالى ، چائى و اشياء ديگر سوخت . اين حريق نزديك صبح واقع شده و معلوم نيست باعث حرق و مقدار خسارت چه بوده . تا حال همچو چيزى در طهران و اين بازارهاى آجرى واقع نشده بود . خودم رفتم و شمردم چهل باب دكان و تيمچهء معظم امين السلطان آتش گرفته . از قرارى كه نظميه راپرت داده يكصد و پنجاه هزار تومان خسارت وارد شده [ است ] و دستى آتش زدهاند . ليكن مرتكب هنوز معلوم نيست .
جمعى توقيف و استنطاق مىكنند ، منجمله عميد حضور على خان خواجه است .
صاحب اختيار
صاحب اختيار كه از كرمان مىآيد در رفسنجان يا پائينتر تمام اموالش را غارت و چپاول كردند . اشرار در كرمان هنگامه مىكنند . حكومت يزد هم كه همه گمان مىكردند زودتر مىرود هنوز در اصفهان و نزد صمصام است . آنجا هم ايلاتنشين شيراز متصل مشغول دزدى و راهزنى مىباشند .
همدان - ظرف نقرهكوب
همدان هم اغتشاش است . در يكى از دهات هم به قدر صد و هفتاد پارچه ظرف نقره و آهن و بعضى فلزات نقرهكوب پيدا شده . درويشى متصل مرثيه براى شيخ فضل الله مىخوانده گرفته حبس كردند . شيخ باقر رئيس مشروطهء آنجا جمعيت فرستاده از حبس بيرون آورده و باز در كوچه و بازار مرثيه مىخواند و لعن مىكند . اول اين نغمهها است .
شيخ باقر تا حال به اسم مشروطه حكومت شرع و عرف مىكرد حالا كه مشروطه شده اندكى اقتدارات آقا كم شده شروع به نغمهء ديگر مىكند ، يك قوه كه جلوگيرى كند از كجا بياورند ! و تا آن درست نشود تمام اقدامات بىاثر و بىثمر است . مثلا معتمد الدوله حاكم آنجا است . اما خير مثل يكى از افراد همدانى است . براى آنكه يك قوهاى كه او بتواند با او خوب يا بد حكومت كند نيست . قدرت او مجاهد همدانى است كه شيخ باقر درست كرده .
وقتى كه شيخ باقر مخالفت قانونى كند با چه چيز جلوگيرى كند ، مگر با نفرين ، مگر با دعا ، مگر با اورادى كه از آقاى ظهير الدوله ياد گرفته و از مرحوم معتمد الدوله به وديعه در تنگناى سينهء خود سالها مخفى داشته .