تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2784

مساهمون:

ص٢٧٨٤
بارونوسكى را نوشته بود براى اين بود كه ستار خان و باقر خان براى آسودگى و تأمين آذربايجان بايد از آنجا خارج شوند . رابعا يك دروغ بزرگى نوشته بود كه هر كس خوانده قاه قاه خنديد و آن اين بود مخبر السلطنه براى تبريز يك كرور پول نقد خواسته بود . هيئت مديره تصويب [ كرد ] و فورا حواله شد !

ستار خان ، باقر خان

اما اين ستار خان و باقر خان كه مملكت ايران تا باقى است به وجود آن دو بايد مباهات كند پس از تمام اين اقدامات وقتى كه مخبر السلطنه رسيد آنجا ، رفته گفتند مقصود ما اعادهء مشروطه و راحتى ملت ايران بود . شما را هم كه به آن خفت رفتيد به اين عزت عودت داديم . حالا من همان ستار و رفيقم باقر بنا است خداحافظ ، مرحمت شما زياد . ما احتياجى به مناصب و امتيازات و مواجب و مرسوم نداريم . باز اگر وجود ما براى خدمت ملت لازم شد البته شرفياب مىشويم . حالا سزاى آنها اين است كه از وطن خود هجرت كنند . هر دو دكانى باز كرده مشغول كاسبى بودند .

عمليات مجاهدين

مجاهدين خيلى بىمزگى مىكنند . قريب ده دوازده نفر هم از خود و بيگانه [ را ] به خطا و عمد كشته‌اند . اين ايام در حضرت عبد العظيم خيلى جنجال مىشود و اينها هنگامه مىكنند ، خصوصا با خانمها . ارامنه كه در نهايت آزادى ميان صحن حركت مىكنند . در ماه رمضان ما تماشاى فوق العاده از مجاهدين و خانمها خواهيم كرد مگر غدغن شود . ابو السادات با آن پز رئيس قشون فارس شده ، يعنى رسما نشنيده‌ام خودش مىگويد و از حركاتش پيداست . « 1 » دويست قزاق حركت كرد اما از مجاهدين معلوم نيست . مىگفت دستگاه بمب‌سازى بايد ببرم . بىمزه نيست برود و شيرازيها چيز تازه تماشا كنند . خوب است ، نه هيكل دارد نه زبان . متصل از قزاق به هر جا لازم شود روانه مىكنند ديگر قوهء نظامى ندارند . فردا براى طهران چه خواهند كرد .
هامش
( 1 ) - با نهايت فلاكت و خوارى كه مستوجب اين قبيل مردم است چند سال بعد مرد . ( حاشيهء مؤلف در سالهاى بعد )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2784 | قهرمان ميرزا عين السلطنه