تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2778

مساهمون:

ص٢٧٧٨
هزار تومان ( درست همين مبلغ را از سپهدار طلب دارد و يكى از عماراتش نزد او بيع است . ) ، حاجى امين السلطنه پانزده هزار تومان . به همه‌جا و همه‌كس ، حتى ميرزا سلمان آدم ناصر الملك پنج هزار تومان ، تا برويم به آن پائين‌تر و از او خيلى خيلى بالاتر . گويا براى تجار و كسبه هم رقعه رفته باشد . پول نيست و اگر مردم پول داشتند يا ممكن بود راه بيندازند دور نبود با كمال رغبت بدهند . اما حالا نيست و صداى مردم بيرون مىآيد . نتيجه يك اعلانى خواهد بود كه اين دفعه سفارت روس در طهران نظير آن‌كه قزوين انتشار داده بكند . خصوصا كه تجار را داخل كرده باشند .

ديركتوار - تبعيد مؤيد السلطنه

نشسته بوديم اسد الله ميرزا آمد گفت برحسب فرمايش شما و حق خودم رفتم كمسيون . اگرچه همه نبودند آنچه در باب مؤيد السلطنه ممكن بود تلاش كردم فايده نكرد . ليكن اطمينان دادند در اعدام آنها خيالى نيست . بعضى فرنگستان ، برخى به ممالك دور ايران تبعيد مىشوند . رو به عماد السلطنه كرده گفت مىدانيد اينها « ديركتوار » ند . « 1 » امروز تمام قوهء مملكت به دست آنها است . مىگويند اين اشخاص با تقصير يا بىتقصير به حكم ضرورت و اينكه ما آنها را مخالف اين اساس مىدانيم بايد تبعيد شوند . من گفتم پس ملاحظهء مكان تبعيد مؤيد السلطنه را بكنيد . اصفهان ملك دارد ، ملاير دارد ، همدان مسقط الرأس اوست . يكى از آن سه جا باشد . گفت نمىدانستم . ممكن است در اين خصوص گفتگو كنم . اما ما ميل خودش را نمىدانيم . هر چه دنبال محمد ميرزا پسرش فرستاديم پيدا نشد . بله « ديركتوار » در غيبت و انفصال مجلس شوراى ملى حق همه چيز دارد . همين « ديركتوار » بود كه بعد « كونسولا » « 2 » شد و ناپليون را به امپراطورى رسانيد . اما يك مطلب است كه نمىدانيم آن هيئت مديره يا « ديركتوار » را كه ملت بايد تا انعقاد مجلس حاكم كل و نفس نفيس سلطنت و كابينهء وزراء بداند انتخابشان به ميل ملت و از روى قاعده بوده يا نه .

سلام

در گلستان باز شد . گفتند سلام از كثرت جمعيت در تخت مرمر ممكن نشد . اينجا هم بقدرى هجوم آوردند ، از مجاهد و غيره داخل شدند كه صداى فرياد قاپچى و غيره به
هامش
( 1 ) .Directoire- هيئت مديره ( 2 ) .Consulat