تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2721

مساهمون:

ص٢٧٢١
چه مسأله‌اى بود كه شاه ماضى فرموده بود مال احمد است . نواب عرض كرده بود هيچ سزاوار نيست كه اعليحضرت شاهنشاه ولينعمت تاجدار ما را اعليحضرت شما اسمشان را بدون القاب ذكر فرمائيد .

اروپا

بارى برويم قدرى به اروپ ، امپراطور روس پرگرامى براى مسافرت خودشان نوشته بودند آلمان بروند ، بعد انگليس بعد فرانسه و ايطاليا . به آلمان تشريف بردند اما پارلمان انگليس واضح و علنى گفت يك همچو مستبد ظالمى را ملت انگليس نبايد پذيرائى كند ! فرانسه و ايطاليا هم به اين واضحى نه اما به يك شكلى معذرت خواستند يعنى ملت راضى نشد .

ناصر الدين شاه و انگليس

آقاى عماد السلطنه مىفرمود سفر اول كه ناصر الدين شاه به فرنگ رفت انگليس در پذيرائى مردد بود . يكى از وكلاى پارلمنت نطق كرد كه اين جانشين سيروس و داريوش است كه آن روز ما هيچ داراى مملكتى نبوديم ، حالا بيايد مملكت ما را ببيند بهتر است كه از نور عدالت چه قسم بر سلطنت سه هزار سالهء او ترجيح دارد . همه قبول كردند و شاه را به آن خوبى پذيرفتند . سابقا از غلبهء حافظ به عزيز و پناه او به قشون فرانسه ، خلع عزيز و نصب حافظ مفصلا ذكر شد . حالا فرانسه و اسپانيول سه برادر ديگر حافظ را ياغى كرده هر كدام با قبيله به جنگ حافظ مىروند . الكبير برادر سيمى شكستها داده فعلا حافظ در فز متحصن است و قشون آن دو دولت متصل پيش مىروند ( شبيه حالت ايران ما . ) اينها بر خود مخمر كرده‌اند آنچه سلطنت اسلامى است از ميانه بردارند . شايد فردا جمعى را به سلطنت حاليهء ما بشورانند و پيراهن شيخ را علم كنند ؟

شب و روز شاه

شاه ما ديروز به سلطنت آباد رفت . مردم خيلى احترام مىكنند و شاه را دوست دارند برعكس پدرش . اما اين شاه در شهر مهمان عضد الملك است ، در سلطنت آباد مهمان نايب السلطنهء قديم ، شبها كامرانيه . جز موثق الملك و چند نفر نوكرهاى خودش كسى آنجا نيست . معلوم نيست چه شكل شاهى است ! به جاى آقا عبد الله معين حرم را گذاشته‌اند . اما اعتماد الحرم در شهر و رئيس اندرون كماكان است .