تجاوز عثمانى
امير نظام و ناصر السلطنه مىگويند نمىرويم تا معلوم شود جرم و جريمهء ما چه بوده .
حالا صحبت اين است كه چه قسم از سفارت عثمانى ترضيه خواسته شود كه اسباب اسكات آنها بشود . عثمانى سقز ، بانه ، نصف كردستان را با سلماس ، خوى ، ساويج بلاغ را گرفته نزديك ارومى يا خود ارومى است . اين مسئله هم اسباب مىشود كه مقدارى جلوتر بيايد .
پناهيدن به خارجه
تمام كارهائى كه در ممالك خارجه اسباب بقا و استقلال سلطنت و مملكت آنها شد در ايران برعكس نتيجه مىبخشد . بله ما كه هنوز نان و گوشت خود را نتوانستيم اداره كنيم چطور از عهدهء ادارهء مملكتى برخواهيم آمد كه اين مرافعهها را نداشته باشيم .
تبعيت خارجه قانونى داشت كه در مشروطهء گذشته اندكى خلل يافت . بعد از برهم خوردن مجلس تا حالا پاك آن قانون از ميانه رفته ، در نهايت سهولت هر كس ولو صدر اعظم و شاهزادگان بزرگ تبعه يا پناهنده مىشوند . مردم هم از ترتيب مسبوق بودند هر كس مأمن و پناهى براى خود تهيه كرده . اين است حضرات هر جا دست مىزنند مانع پيش مىآيد و حال آنكه اگر پول هم بگيرند قابل نيست و رفع حوائج مملكت را نمىكند .
صد كرور پول لازم است و الّا همان سيم تلگراف است . قوه و قدرت ايران از آن هم اگر در ايام محمد على شاه كارى ساخته شد امروز هم مىشود .
عين الدوله و رحيم خان
صممام السلطنه اعتنا نكرد صولت الدوله مىكند . ستار خان نكرد سردار خان مىكند .
اين هشتصد نفر مجاهد و دو هزار بختيارى هم نمىتواند هزار تكه شود . براى خود طهران كافى نيست . دو هزار قزاق منظم يا چندين فوج طهران را منظم نگاه نمىداشت .
در ايام ناصر الدين شاه صد هزار قشون بود و به اينجا رسيد . حالا اين سه هزار نفر به كجا مىرسد . تمام قوهء ايران جمع شود رحيم خان را چاره نمىكند . اعلان رسمى به تبريز و انجمن آنجا كرده كه تا امروز ولايت ما را غصب كرده بودند امروز ما ولايت خود را تصاحب كرده و از غصبيت قاجاريه بيرون آورديم . احدى حق دخالت به اينجا ندارد .
تمام مباشرين املاك مردم را خارج كرده و با اهل آنجا ساخته است . عين الدوله در اين مدت اقامت با سمنج ابدا جنگى نكرد . هى رحيم خان مردم را غارت كرد پول نقد آورد و