نمىتوانم سر از كار در ببرم و خود اين مسئله خيلى اسباب شكست روزنامهء من شده است . ما امروز از كارهائى كه در اسلامبول واقع شده يا در امر يك واقع مىشود بهتر خبر داريم تا از ايران ، براى آنكه اسباب تحصيل خبر در ايران بهيچوجه موجود نيست .
دروغ و افترا و جعليات هم كه اندازه ندارد . باز اين مقدار كه من مجبور به تحصيل آن شدهام كار بزرگى است .
شنبه 29 جمادى الاول - صبح مجلس رفتم . از آقاى عماد السلطنه تفصيل نظامنامه و نزاع را پرسيدم . فرمودند سعد الدوله دو ايراد كرده بود . يكى آنكه چون از سه ايل قشقائى ، بختيارى و شاهسون اردبيل نمايندهء مخصوص مىآيد در آن سه محل ديگر از آن ايل انتخاب نشود و براى اينكه ايلات به قوهء جبريه كسى را مجبور به انتخاب خود نكنند . ديگرى آنكه سه ماه به آخر موعد وكلا مانده اگر يك نفر مرحوم [ شود ] يا استعفا كند مجلس بايد از همان محل نمايندهء ديگرى را انتخاب كند . اولى را هرچه خواستند بنويسند نشد . آخر مادهاى علاوه كردند كه اگر كسى به عنف يا تطميع يا تهديد نماينده شود مقبول نيست و شوراى ملى مجازات عليحده هم به آن شخص خواهد داد .
اين ماده براى طهران و ساير ولايات خيلى مفيد شد . ايراد دوم را راى ندادند . گفتند در مجلس سابق در اين باب خيلى مذاكرات شده . آخر قرار دادند از هرجا ميل دارد به اكثريت آراء انتخاب نمايد .
قهر مستشار الدوله و مجادله با مخبر الملك
اينها كه گذشت مستشار الدوله گفت از تبريز مختصرى از شرح نظامنامه پرسيده بودند من تلگراف كردم . همه را تصويب نمودند مگر اينكه ثلث نمايندگان حاضر شدند مجلس منعقد شود . مخبر الملك جواب داد ما همه را مىشنويم امّا سند نمىبينيم .
مستشار الدوله گفت تلگراف منزل است و من دروغ نمىگويم . مختصر مشاجره شد .
مستشار الدوله قهر كرد و رفت . فرمانفرما يكى دو نفر را بلند كرده دنبال او فرستاد ، بعد دو نفر ديگر ، آخر همه را مىخواست روانه كند كه واردش كردند و بردند اطاق ديگر . آن وقت مخبر الملك برخاست كه برود به هزار زحمت او را نشانيدند . فرمانفرما بقدرى از اين چند نفر تملق مىگويد كه همه را منزجر كرده . واضح مىگفت من از مستشار الدوله مىترسم ، براى آنكه اهل تبريز حرف او را گوش مىدهند و من آنچه دارم تبريز است .
خودش رفت و بقدرى از مستشار الدوله تملق گفت ناز و نوازش كرد تا ساكت شد .
اين مسئله مسكوت عنه ماند . تلگراف ولايات را نوشتند . قرار شد صبح اول به تبريز مخابره كرده پس از بيست و چهار ساعت فاصله به ساير شهرها . براى آنكه تبريز قبل از