تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2551

مساهمون:

ص٢٥٥١
راجع به اين شخص كرد . شمس صاحب اداره و اجزائى شد . تا صاحب اختيار حاكم بود شهريه را خوب گرفت . او كه عزل شد تا خواست گوشش را بخاراند هزار و دويست تومان طلب‌كار [ شد ] و آن هنگامهء مشروطه اوج گرفت . استعفا داد و متصل در خانهء صنيع الدوله با ما هم‌ناله بود . روزها در خانهء صنيع الدوله اسباب مشغوليات همه بود .

جسد مطهر مظفر الدين شاه

مكرر مىگفت و قسمها مىخورد تا نعش مظفر الدين شاه را از خاك ايران خارج نكنند امورات اصلاح نمىشود و خيلى دلايل ذكر مىكرد . همه خنده مىكردند . ولى او جد داشت و مىگفت براى آن‌كه بدانيد از روى عقيده مىگويم حاضرم اين هزار و دويست تومان طلب خودم را هم تقديم كنم . آخر يك روز رفت در وسط مجلس شوراى ملى همه را ساكت كرده گفت اين طلب من مواجب نيست . از بابت بنائى و خرج‌تراشى نيست ، آخر من صرف مقبرهء پدر تاجدار آزادىبخش شما كردم . شما كه مجسمهء او را مىخواهيد با طلا و جواهرات بسازيد اين پول مرا بدهيد واجب‌تر است و او راضىتر . آخر نمىدانم به چه شكل بعد از مشروطه گرفت . آنها كه التفاتى به پدر تاجدار آزادىبخش نكردند . اين ماده تاريخ را هم آن‌وقت در خانهء صنيع الدوله مىخواند كه هنوز ياد من است .
گفتمش فوت مظفر شد چه وقت * گفت سلطانى به ايران . . . و رفت
در اين مدت باز هروقت در عبور ملاقاتش مىكردم مىگفت مطلب همان است كه مكرر گفته‌ام . ممكن نيست ايران منظم شود به غير اخراج جسد مطهر پدر تاجدار . امروز در خانهء صدر العلما باز طرح مسئله را كرد . گفت آقاى صدر العلما و الله بالله تمام اين كارها كه مىكنيد ثمر ندارد و تا نعش مظفر الدين شاه در تكيه دولت است آهن سرد كوبيدن است . يك كارى كنيد اين را ببرند . خدا مىداند از آن ساعت كه نيت بكنند تا نعش اين بابويه برسد كارها نظام خواهد گرفت . اين شاهزاده و جمعى ديگر شاهد من هستند كه مكرر گفته‌ام و كسى گوش نداده ، حتى براى شاه پيغام دادم منتهى به زبان خوش ، او هم اعتنا نكرد تا به خسران آن دچار شد . من گفتم بله من شاهد هستم . اما آن‌وقت مىگفتيد از ايران خارج كنند و هزار و پانصد هم مىداديد . گفت اگر از ايران خارج كنند كه بهشت برين مىشود . چون حالا آن متعذر است اگر ابن بابويه هم ببرند كارها درست مىشود . اول همه خنده كردند بعد ادله آورد كه از روزى كه اين شاه وارد طهران شد روزبه‌روز كار طهران و بعد مملكت مغشوش شد تا به اين‌جا رسيده كه دارند همه را مىبرند . باز اگر جلوگيرى شود و نعش او را