فصل پنجم - بدون اطلاع دولتين استقراض ممكن نيست بشود .
معاهدهء دولتين با شاه ايران
فصل اول - جان و مال و تاج شاه محفوظ خواهد بود .
فصل دوم - استقراض بزرگى براى ايران خواهد شد .
فصل سيم - شاه را از تمام صدمات ملى محفوظ خواهند داشت .
* * * حالا من تصديق اين فصول را نمىكنم اما ببينم به غير اين عمل شده ، لا و الله . منتهى قدرى در اين كرّت اول محرمانه بود وزراى ما را كه آنها انتخاب كردند . پول را هم كه مىگويند مسيوبيزو تا تصويب نكند نمىدهيم . براى رفع اغتشاش هم كه همهجا قشون وارد كردند . كسانى هم كه بر ضد شاه بودند مانع از ورودشان شدند و بعضى را هم در تبريز دستگير كردند .
عقاب روس
صدر السلطنه و شعاع الدوله آنجا گفتند عدهاى قزاق روس وارد سلطنتآباد شده باز هم خواهد آمد . اگر اين هم راست باشد ديگر شبهه نمىماند كه باطنا معاهده شده . در اينكه قشون روس به يك اندازه بواسطهء اظهار دولت آمده حرفى نيست .
حكايت خراسان هم راست است و پىدرپى نظام روس وارد مىشود . نه تلگراف آخوند كارى خواهد كرد نه دروغها كه از طرف عثمانى شهرت مىدهند . چيزى كه اگر مصلحت سرّى مخفى در آن نباشد ما را از چنگ عقاب روس نجات شايد بدهد بىميلى ظاهرى دولت انگليس است .
اصفهان
بارى نديم السلطان مكتوب اصفهان داشت . نوشته بودند صمصام و ساير بختياريها رفتند . فاتح الملك از جانب دولت نايب الحكومه شد . مىگويند علاء الملك حاكم شده اردو هم در كاشان باقى است . اما مجددا صمصام و اتباعش مراجعت كردند نه به عنوان سابق بلكه به اسم اقامت اصفهان كه ولايت و شهر خودمان است . از شب ورود شروع به دزدى و سرقت كردند . شبى نيست هفت هشت خانه سرقت نشود . سوار آنها هم اطراف شهر را كاملا غارت مىكنند . آرام و قرار از اهالى اصفهان سلب شده دادرسى نيست .
مردم اجماع كرده بر ضد آقا نجفى و مىگويند تو اين بختياريها را به شهر ما وارد كردى ، حالا يا رفع كن يا خودت را مىكشيم .