حكومت ركن الدوله
پنجشنبه 29 ربيع الثانى - صبح در حمام بودم اعدل الدوله فرستاده بود خانهء ميرزا ربيع آقا هستم شما آنجا بيائيد يا من بيايم . پيغام دادم خودم خدمت مىرسم . وقتى كه آنجا رفتم حاجى افخم الدوله آنجا بود . حكومت و فرمانفرمائى خراسان را چهار روز است به ركن الدوله مرحمت فرمودهاند . پنجاه هزار تومان نير الدوله از ميان رفت به جهنم . ركن الدولهء حاليه بخت و اقبال مرحوم ركن الدوله را هم به ميراث برده . بيست و پنج سال آن مرحوم فرمانفرمائى خراسان را كرد ، سه سفر عزل شده از بين راه منصوب [ شد ] و مراجعت كرد . خيلى شكر بايد كرد كه الحمد الله ركن الدوله حيثيتى دارد و مىتواند هشت برادر ديگرش را نگاهدارى كند ، و الّا به آنها از ما سختتر مىگذشت .
حالا از دولت سر او راحت مىباشند .
انتصابات
حالا برويم سر سؤالات از اعدل الدوله و جوابهاى او كه همان جوابهاى او كافى است .
نجد السلطنه را نايب الاياله كردند . سردار منظم گويا حرم مشرف نشده از همان ارگ به طهران بيايد . تا امروز متحصن و حرم نرفته و مشرف نشده است . نير الدوله دو روز است از نيشابور حركت كرده . حكومت ترشيز را به رفعت الدوله دادند . مرا هم به تربت مىخواستند روانه كنند با سيصد سرباز [ و ] دو عرابه توپ تهپر . چون با اين مختصر جلوى پانصد سوار رشيد جنگى سالار خان و اسد إله ياور را نمىتوانستم بگيرم استعفا كردم .
سالار خان و اسد الله ياور بهسمت دولتآباد مرحوم شجيع الملك حمله برده دو شبانهروز چهل و هشت ساعت جنگ كردند آخر با همان توپ بىپير كه براى من فرستاده بودند اسد الله را بگيرم دولتآباد را متصرف [ شده ] دويست نفر آدم كشته شد .
دو كرور از پولهاى شجيع الملك را به غارت بردند .
سالار خان ، ثانى ستار خان
فرمانفرما مرا احضار كرده كه چرا استعفا دادى . جواب دادم امروز دفع سالار خان و اسد الله ياور خيلى مشكل شده ، با اين فتح جديد و غنيمت بيشمار و دو كرور پول نقد . از آن طرف انجمن ايالتى خراسان هم تلگراف مىكند هركس به سمت اين دو نفر علمدار مشروطيت برود از خود و خانوادهء خود بايد صرفنظر كند . فعلا آن سمت خيلى شلوغ است و خراسانيها مىخواهند اين سالار خان را ثانى ستار خان قلم بدهند و بگويند ما از آذربايجانى كم نيستيم .