تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2509

مساهمون:

ص٢٥٠٩

حاجى حسين آقا ملك و عين الدوله

تركمانها بعد از نهب و قتل غارت مراجعت كردند . حالا باز اينها مراجعت كنند يا دستهء ديگر نمىدانم . استرآباد مدتها است حاكم ندارد و « هركه هركه » است . حاجى حسين آقا پسر ملك التجار طهران از دهات خودش به قدر پانصد نفرى جمعيت برداشته فريمان مىرود . آدمهاى عين الدوله هفت نفر از آنها را كشته [ اند ] و فرارش مىدهند .

خيالات سپهدار

باز مىگفت پريروز خانهء مهندس الممالك با ركن الدوله دعوت داشتيم از سپهدار جويا شديم . مىگفت هواى سپهدار خيلىخيلى بالا بود و خيالات عاليه داشت . تا تلگرافات سفراى روس و انگليس رفت و تهديد كردند حالا كمى رام شده و نرم گرديده . براى اثبات اين مسئله سواد تلگراف سپهدار را نشان داد كه هريك از وزرا نسخه برداشته بودند . مىگفت حالا راضى به حكومت گيلان شده اما وزرا مىگويند اول طهران بيا ، دو ماه هم بمان آن وقت يا گيلان با جاى ديگر را مىدهيم . هنوز معلوم نيست راضى بشود .

مهمانى روس

ناهار منزل آمدم . قبل از ساعت چهار خدمت حضرت و الا رسيدم . از مهمانى ديشب جويا شدم فرمودند « سواره » و براى « بال » بود . قريب هشتاد نفر زن و مرد اروپائى و سى چهل نفر ايرانى بود . چراغان خيلىخيلى خوبى با برق كرده بودند . خيلى رقص كردند . از همه تماشادارتر شاهزاده خانم نوهء مرحوم بهمن ميرزا بود كه لباس فرنگى پوشيده سينه و سرش باز [ بود ] ، هيچ با فرنگيها تميز داده نمىشد . با مردها رقص مىكرد . جوان بود خيلى تنومند ، اما خوشگل نبود و كمى هم قوز داشت . با شارژدفر در باب خودشان صحبت كرده بودند . بارونوسكى را هم شارژدفر صدا زده بود . آخر گفته بودند اقدامات البته مىشود اما خيليها نزد ما آمده‌اند حتى نايب السلطنه . از پطرزبورق تكليف خواسته‌ايم ، اين چند روزه دستورالعمل مىرسد . انشاء الله اسباب راحتى فراهم مىشود . باز حضرت و الا قناعت نفرموده بودند . آن‌وقت قول داده بود قزوين به رومانوسكى كه از طهران رفته بنويسد قرار آسودگى دهات و كسان حضرت و الا را بدهد .

فرار سيد عبد الحسين

سيد عبد الحسين لارى از قرارى كه شهرت دارد از پسرهاى مرحوم قوام الملك
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2509 | قهرمان ميرزا عين السلطنه