گفتگو دربارهء تبريز
اين خلاصهء گفتگوى تبريز است كه زبانى عرض كرده بودند .
از بابت تبريز آنچه واقع شده روز سهشنبه 29 ربيع الاول كه سفرا شرفياب شده اجازهء ورود آذوقه براى تبريز مذاكره نمودند و اعليحضرت شش روز اجازهء حمل آذوقه و ترك محاربه دادند سفرا هم تلگرافا به قنسولهاى خود خبر دادند كه به ملت تبريز اعلان نمايند ترك سلاح و محاربه نمايند . در ضمن حمل آذوقه به شهر يك مرتبه غفلة از طرف كوچهء خطيب كه يكى از محلههاى تبريز است قشون دولتى هجوم نموده . اولا چند گارى آذوقه را چپاول نمودند و بعد بناى شليك به شهر [ كرده ] تا اينكه وارد محلهء خطيب شدند ملت بيچاره به هر زحمتى بود اول قشون دولتى را از شهر خارج پس از آن اعتراضات به قنسولهاى ما كردند كه معلوم مىشود شما مواضعه با دولتيان داشتيد و ما را اغفال نموديد . چون دولت نقض قرارداد خود را كرد لهذا روسها دو هزار قزاق وارد سرحد جلفا نمودند كه به كمك قشون حمل آذوقه بشود .
تلگراف تبريز
عصر روز شنبه پنجم انجمن ايالتى به توسط نايب السلطنه ، فرمانفرما ، حاجى امام جمعه و سعد الدوله تلگرافى به اعليحضرت كردند قريب به اين مضمون كه
تا به حال ملت با دولتيان طرف بود ، دولت با ملت نمىتوانيم تحمل نمائيم خداى نخواسته اجنبى خيال مداخله در مملكت ايران نمايد يا اينكه نسبت به مقام سلطنت وهنى وارد شود . حالا كه كار به اين جا كشيده راضى نيستيم قشون روس براى ما حمل آذوقه نمايد . اگر تمام از گرسنگى بميريم راضى هستيم و گواراتر است بر ما تا اينكه بشنويم اجنبى در مملكت ما سوق عسكر نمايد . اگر ظاهرا به عنوان حمايت ملت و حمل آذوقه است براى ما ، ولى راضى نيستيم . ما رعيت فرمانبردار هستيم . اگر اعليحضرت نسبت به فرزندان خودش غفلت نمايد دخلى به اجنبى ندارد و اگر شرط فرمايند مشروطيت را اعاده نمايند يك كرور وجه نقد موجود است براى مصارف تقديم مىنمائيم . اجازه فرمائيد خودمان جلوگيرى از قشون روس خواهيم كرد .
اين تلگراف خيلى مؤثر واقع شده فورى اعليحضرت جواب مخابره نمودند .
فوقالعاده اظهار التفات [ كردند ] كه شما فرزندان من هستيد ، همين دو روزه دستخط مشروطيت مرحمت فرموده قشون روس هم معاودت مىنمايد . ديگر با شما جنگ