چاى روسى . . . اى ممد جعفر . . . . * كربلا رفتن به اصرار من است
ظاهرا يك من دعا بار من است * باطنا قتل حجج كار من است
در سفر قليان نگهدار من است * چاى روسى . . . اى ممد جعفر . . . .
تا منم مجلس نگردد منعقد * تا منم سلطان نگردد متحد
مىكنم در قتل ملت جد و جهد * مستبدم مستبدم مستبد
چاى روسى بير بيوك فنجان گتر * اى ممد جعفر تز اول قليان گتير
محمد جعفر قهوهچى مخصوص او بود كه در اسفار فرنگستان هم همراه بود . [ اشعار را ] حاجى شيخ الرئيس گفته بود .
پنجشنبه 15 - امروز جائى نرفتم . آنچه مسموع شد تمام حكايت قزوين بود . مكرر نزد طومانيانس فرستاديم از شريك خودش به زبان ارمنى جوياى حال رفعت السلطان شود تا غروب به ما خبر نداد . چون در قزوين مخبر صادق دارم تفصيل آنجا را بهتر است از روى مكتوب رفعت السلطان بنويسم كه انشاء الله سلامت باشد و خواهد نوشت .
يادداشت سفرا
يادداشت سفرا را بهطور اختصار سوادى براى نظام الملك آورده بودند از افخم الملك گرفتم ، هى هذا :
روز پنجشنبه غرهء ربيع الثانى سفراى دولتين روس و انگليس با لباس رسمى به حضور همايونى شرفياب [ شدند ] و لايحهء ذيل را تقديم نمودند . حضور اعليحضرت دو نفر سفير ، يك مترجم ، سعد الدوله وزير خارجه [ بودند . ]
ما دو نفر نمايندگان رسمى دولتين برحسب مأموريت فوق العاده از طرف اعليحضرت پادشاه انگليس و امپراطور روس حضور اعليحضرت همايونى شرفياب شده لايحهء ذيل را تقديم مىنمائيم .
نظر به اينكه سلاطين با يكديگر برادرند موافق تكليف اتحاد و دوستى هميشه بايستى حفظ مقام و صلاح يكديگر را نموده كه روز به روز روابط يگانگى را تجديد نمايند . مدتى است به واسطهء اغتشاشات ايران و تمناى ملت براى اعادهء مشروطيت كرارا يادداشت و مراسله به حضور اعليحضرت براى نصيحت فرستاديم تماما بىنتيجه ماند و امروز