و غيره وكيل سى كرور ملت ايران است . يك كسى باشد كه داراى چيزى باشد . چون غيرت در اين مملكت نيست اقلا براى مال خودش دلش بسوزد و آنقدر خلاف نكند و اين انتخاب براى دورهء اول است . پس از آنكه مجلس ملى و اعيان داير و برقرار شد به اطلاع و شور همديگر هر قرار تازه ميل دارند خواهند داد و اين قوانين كه امروز به اين دقت داده مىشود آيهء قرآن و حديث قدسى نيست كه تغيير و تبديل آن محال باشد .
امروز اينطور صلاح است ، فردا اگر طور ديگر آن دو مجلس خواستند فورا تغيير داده به صحهء مبارك ميرسد و همه قبول مىكنند . نماز صبح نيست كه تغييرناپذير باشد .
قراسورانى طهران
ديگر ايرادى نبود و همه برخاستيم . با شعاع الدين ميرزا منزل آمديم . افخم الدوله مىگفت نه رياست وزراى آقاى نايب السلطنه معلوم بود نه وزارتهاى داخله و خارجه و عدليه ، مگر همان ماليه و علوم . فرمانفرما گفتند به شاه عرض كرده وزارت داخله را استعفا دادم ، اما براى آنكه بدانيد از نوكرى گريزان نيستم قراسورانى طهران را رجوع فرمائيد . يك دسته دزد از اسدآباد همراه آورده گويا فعلا شغل قراسورانى را براى دزدى نقد از وزارت داخله و دزدى نسيه رجحان دادند .
اينها ديگر كار نمىكنند . وزارت مثل سابق مداخل ندارد ، عظم ندارد ، نمىتوانند هر غلطى بكنند . جز صدارت به چيز ديگر ميل ندارند . آن را هم نمىشود به ده نفر داد .
چاره چهچيز است . چوب ، چوب . هزار چوب به فرمانفرما بزنند سى وزير داخله پيدا مىشود . يا عميد الدوله را وزير داخله كنند تا فرمانفرما يا ديگرى براى وزارت معارف كه هيچ اسم و رسم ندارد تقديم و تعارف مىدهد و هزار قسم تملق كند .
خيانت امير بهادر
افخم الدوله مىگفت سپهسالار باز در اطاق خودش بود ، جمعى هم آنجا بودند . با جمعيتى رفت درب اندرون . تمام اجزاء كشيكخانه عبا پوشيده بودند . بيشتر سردارها هم بىشمشير و با عبا بودند . قوانينى كه مدون و مجازات نداشته باشد تمام اينطور است . مثل آنكه نوشيروان عدل خودش را به گور برد سپهسالار هم حكم خودش را انشاء الله به گور مىبرد . حقيقة اين دو وزير سپهسالار و مشير السلطنه به خدا و خلق خدا خيانت كردند . مشير السلطنه به خودش هم خيانت كرد . براى آنكه هيچ دخل نكرد اما سپهسالار خوب مداخلى كرد و خوب مردم را چاپيد . حالا هم دستبردار نيست .