تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2454

مساهمون:

ص٢٤٥٤

غيرتمندان تبريز

تفصيل تسليم شدن غيرتمندان تبريز امروز درست معلوم شد . اينها رشادت و تحملى كرده‌اند كه هيچ قشونى و قومى نكرده . مدتى است كه در قحط و غلا هستند . اين اواخر در بيست و چهار ساعت يك وعده غذا مىخوردند ، آن هم گوشت الاغ و اسب . بعد آن هم تمام شد ، جو و چيزهاى ديگر مىخوردند . اين بود به قنسولگريها تظلم كردند كه از راه انسانيت و جوانمردى براى اين پيرزنها و بچه‌ها و پيرمردها يك آذوقه برسانيد ، ما كه قوه داريم و جنگى هستيم هيچ لازم نداريم و براى خودشان يونجه و اسپرس تهيه كرده [ بودند ] و علف مىخوردند . اين بود سفرا در طهران شش روز مهلت گرفتند براى آن ضعفا آذوقه برسانند . بعد در اطراف تبريز چيزى يافت نشد از جلفاى روس خواستند حمل آذوقه كنند و با آذوقه قشون داخل كردند كه سالما به تبريز برسانند . آنجا گفتند قشون چرا مىآوريد جواب دادند سردارهاى شما مانع مىباشند . در اين بين سردار مقتدر شجاع الدوله هم يك جنگى كرد . حضرات باز به قنسولها گفتند متاركه بود و ما مستعد نبوديم ، چرا خلف عهد كردند . در اينجا محل ايراد شد . دولت عذر آورد كه سردار مقتدر آگاه نبود . آنچه شهرت دارد مىگويند سپهسالار تلگراف را توقيف و مخابره نكرده بود كه آن جنگ را شجاع الدوله كرد و بهانه به دست حضرات افتاد قشون آوردند و حكم سخت شد مؤاخذه نمايند .

تلگراف تبريزيها

تبريزيها وقتى كه ديدند روسها به عنوان آوردن آذوقه قشون داخل كردند آن تلگراف را زدند و تمام اختيار را به شاه واگذار كردند . مخصوصا تلگراف كردند ما گلولهء توپ را ترجيح مىدهيم بر آذوقه‌اى كه تمام آن شهد و شكر باشد [ و ] ديگران به كام ما بچشانند . مردن از گرسنگى بهتر است از اين ترتيب نان دادن . روسها خيلى از اين تلگراف بدشان آمد اما به روى خود نياوردند و گفتند بايد آذوقه را تبريز براى تبعهء خودمان برسانيم و الان مشغول آوردن آذوقهء دروغى و داخل كردن قشون خود است .

قزوين

از قزوين رفعت السلطان نوشته بود كه سوارهاى شاهسون سردار مظفر از هر قشون دشمنى بيشتر صدمه به اهل قزوين زده . به هزار زحمت و تظلم اهل شهر به خاكپاى مبارك سردار مظفر رشيد شجاع ما كه از پشت‌بام يا نردبام برايش خوراك و پيغام
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2454 | قهرمان ميرزا عين السلطنه