سرماى شديد
هوا بسيار خوب بود يعنى سرد شده و امروز صبح آب در عظيمآباد يخ بسته بود .
هيچ سال در اين فصل اينطور سرما نشده بود . اين سرما در تمام مملكت ايران شده و به حدى خسارت رسانيده كه به حساب نمىآيد . تمام انگور ، گردو ، بادام ، پسته و ميوجات را زد . بعضى جاها يك چارك يخ بست و گندم و جو را خراب كرد . بلدرچين كم بود .
لسان الحكما تولهء خوبى داشت چند دانه شكار كرد . ناهار خوبى صرف شد . نوكرها هنگامه كردند . غلامحسين ميرزا از همه پرزورتر است .
عصر آقاى عماد السلطنه آمد . فرمودند باز نظامنامه تمام نشد و به كلى آنكه سابقا نوشته بودند در ماه شعبان عوض شد و من چون در انتخابات انجمن ولايتى قراجهداغ و سراب امتحانات كرده بودم بسيار آنها به درد امروز خورد .
نظامنامهء پيشين
بارى آنكه در عهد مظفر الدين شاه نوشته بودند كه هيچ معنى نداشت و در هيچ دولتى معمول نيست . تمام ظلم بود ، مثلا طهران شصت و دو وكيل داشت اما آذربايجان كه پنج كرور جمعيت دوازده تا ، آنوقت هم نه نفر وكيل از شهر تبريز آمده بود و يك نفر از خوى و دو تا از جاى ديگر يعنى از قفقاز .
حليمپز وكيل
در تهران هم هر صنف از ميان خودش كسى را انتخاب كرده بود . امام جمعه خوئى پريروز مىگفت يك نفر از وكلا حليمپز بود و من باور نمىكردم . بعد از مشروطه در زمستان گذشته خودم ديدم دم مسجد شاه لنگ بسته و حليم هم مىزند . خيال مىكردند از ماست و پنير و كفش و قند و چاى صحبت مىشود .
انتخابات طبقاتى - مجلس اعيان
اصلا طبقاتى غلط است . اگر ديگرى را هم مىخواستند وكيل كنند ننگ مىدانستند ، زير بار نمىرفتند كه به آنها بگويند وكيل ماستبند يا پينهدوز يا علاقهبند . اما حالا بسيار دقت شده و از هر پنجاه هزار نفر ذكور بالغ كامل يك نفر وكيل منتخب مىشود . اسم وكيل هم به ملاحظاتى ( يكى ايراد شرعى آن ) « نماينده » شد . سنا هم « مجلس اعيان » شد . هرچه لغت عربى و فرانسه بود تمام را حتى المقدور حضرت و الا فارسى فرمودند .