تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2337

مساهمون:

ص٢٣٣٧
آمده و در نزاع قفقازيه و اغتشاش روسيه كارهاى بزرگ و رشادتها كرده . حالا نوبت ايران [ است ] و به گيلان وارد شده رياست مىكند . مىگفت اين پانف قريب چهل سال دارد . محبوس‌كنندهء شاهزاده و ما بود . لباس مخمل سبز و كلاه مخمل سبز پوشيده بود . فرانسه مىداند . روسى ، تركى اسلامبولى بلد است . فارسى هم حرف مىزند .

گرفتن اردشيرجى

شهرت كرده بود پانف طهران آمده و گفته بودند شبيه اردشيرجى زردشتى است . يك شب قزاقها با وجود آنكه گفته بودند شبيه اردشيرجى است خود اردشيرجى را گرفتند . صبح معلوم شد و عذر خواسته مرخص شد . بعلاوهء اينها هفته‌اى دو روز كشتى وارد انزلى مىشود و هر دفعه صد و پنجاه و دويست نفر گرجى و قفقازى وارد گيلان مىكند . روزى چهار هزار جيره دارند ، سواى مواجب و چيزهاى ديگر . اين پانف دستگاه بمب‌سازى هم همراه آورده و شبانه‌روز مشغول بمب ساختن هستند . تا منجيل هم چهارده جا سنگر بسته و مشغول استحكامات بودند . من پرسيدم اينها چطور بدون تذكره از سرحد مىگذرند . جواب داد دولت روس مدتى است از شرارت آنها عذاب آمده و در سال مبلغى خرج جلوگيرى آنها را مىكنند . در اين موقع كه حضرات ميل آمدن ايران را دارند ممانعت نمىكنند ، سهل است تمام را بليط مجانى راه‌آهن و كشتى مىدهد كه از خاك او خارج شوند .

نظر روس - قفقازى و گرجى

اما خير ، دولت روس مىخواهد بدون فرستادن قشون و يك شاهى مخارج ايران را مسخر كند و به اين واسطه اشرار مملكت خود را اجازهء خروج داده . اگر به اين وسيله فتح كرد دفع آنها آسان است و بدون اعلان جنگ و فرستادن سپاه و سفك دماء ايران را گرفته ، زيرا امروز نمىتواند رسما قشون‌كشى كند . اگر بدائى حاصل شد اشرار مملكت خودش را كم كرده و از صدمات آنها آسوده شده است . چنانچه همه روزه سفير او مىگويد قفقازيها را بگيريد و مجازات بدهيد ، اينها اشرارند و بطور قاچاق آمده‌اند . اين حرف را اينجا مىزنند . اما قنسول او در گيلان هركس را ميل دارد به محض آنكه بليط مىدهد اگر صاحب صد كرور باشد يك نفر از همهء اين قفقازيها نگاه چپ به او نمىكند . بيچاره ملت ايران كه دچار مشكلات بدى از روى بىعلمى شده و گول اين حرفهاى قفقازى و گرجى را مىخورد كه براى حريت ايران و حمايت آزادى شمشير كشيده نزاع مىكنند .