اسباب را داخل دكان خود نكرد ، تمام را يهود طهران خريد و بىاندازه منافع بردند . الان ده روز است در بازار احدى از كسبه نيست تمام اموال و دكاكين آنها به دست معدودى پليس و سرباز است . با آن بىنظمى كه پليس و سرباز ما دارد و اين هرجومرج و اين احتياج به وجود بىسود آنها اگر شب يا روز هرچه ميل دارند ببرند آيا احدى هست بگيرد يا ملتفت شود . پس اسلام است كه [ غارت ] نمىكنند و ابدا به قدر سر سوزنى خيانت نكردند . در صورتى كه خداى من مىداند اغلب تا غروب گرسنه مىمانند و بلكه شب شام و آتش ندارند ، به جهت آنكه مواجب مدتهاست نگرفتهاند . يك سال است جيره نگرفتهاند ، معاش آنها به عملگى و مزدورى مىگذرد . حالا كه از صبح تا غروب بايد در بازار كشيك [ دهند ] از فعلهگى باز ماندهاند ، نان ندارند بخورند و گرسنه هستند .
اين كارهاى خلافى كه واقع مىشود تماما از لامذهبها و بىدينهاست و بيشتر هم قفقازيها ياد دادهاند . برخى جهال را هم مىبرند به زبانهاى چرب و نرم و فيلسوفيهاى خنك وادار مىكنند و در حقيقت القاى شبهه مىكنند و از راه خير دچار شرشان مىكنند و الّا هيچ مسلمان عاقل كاملى اين كارها را نمىكند . مثل اينكه الحمد لله نكردند و نمىكنند . چنانچه جاهاى ديگر به آن شدت و حدّت كردند كه گمان مىكنم نصف اين تحريكات مملكت ما را نكرده بودند و دستورالعمل را بطور كامل نداده بودند .
آنارشيست ، فكلى ، لامذهب
بيشتر از اين چشم نزنم و تعريف قدس و تقواى ايرانيها را نكنم . شايد خداى نكرده شيطان مسلط شد و از خدا غافل كرد ، يا به اين ترتيب كه پيش مىرويم لامذهب زياد شد ، « انارشيست » فراوان گرديد ، « فكلى » غلبه كرد . نزد قارئين مورد ملامت گردم . زيرا زمان خوش نيست و زمينهء نيكى نمىبينم و دور نيست كمكم فتنه بالا بگيرد . قفقازيها زياد شوند يك مستبدكشى در طهران شروع شود . اگرچه جمعى را مىبينم مثل خودم از اين زندگانى سير [ شدهايم ] و متصل آرزوى مرگ داريم . بارى همه با خداست و آنچه مشيت الهى قرار گرفته عين رضا است . مرگ محتوم [ است ] و ساعتى پس و پيش نمىشود :
از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست * روزى كه قضا باشد و روزى كه قضا نيست
روزى كه قضا باشد كوشش نكند سود * روزى كه قضا نيست در او مرگ روا نيست
قبل از وقت ناله و ندبه نبايد كرد و مجلس حاضر نشد مثل . . . « 1 » هروقت اجل برسد بايد مرد هرجا باشد .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .