بودند . يكى از آنها فورا خواسته بمب را به زمين بزند كه دستش را نگاه مىدارند . آن وقت حضرات را مىبرند . در راه فرياد مىكردند كه بمب را به دست ما داده و به اين تهمت ما را دستگير كردهاند . هر سه را اداره و از آنجا باغ شاه مىبرند . اعتماد الدولهء آذربايجانى در مجلس مىگفت خودم نشسته بودم كه اينها را وارد كردند . يكى اسمعيل بود نوكر اسلحهدارباشى شاه مبرور . ديگرى ميرزا ابو القاسم همهكارهء جناب معين الدوله . ديگرى باقر نام . بمبها را هم ديده بود . مىگفت دو دانهاش كار فرنگ [ بود ] و مثل ساعت شماطهء طاقچهاى است كه در حلبى گذاشته و دسته داشته ، با دو سه پيچ و مهره . يك دانهاش كار ايران كه مثل گلوله مدور و به قدر نارنج بزرگى بود كه كاغذ سفيد كلفتى به آن چسبانيده بودند . هر سه نفر را بردند در برج حبس كردند . شاه اندرون بود رفتند عرض كردند . اسماعيل را طناب انداخته و به دروازه آويختند عبرة للناظرين شود .
دو نفر ديگر را در همان برج زنجير كردند تا استنطاق شوند .
اسماعيل بمبانداز
اين اسماعيل اسما از تفنگدارهاى مظفر الدين شاه اسما و رسما نوكر اسلحهدارباشى بود . تبريزى است و اعتماد الدوله مىگفت قبل از آمدن به طهران در تبريز هم خيلى هرزگى داشت و شخص شرورى بود . در مشروطه عضو « انجمن مظفرى » بود و در آن روز توپ بستن مجلس از بالاخانهء انجمن خيلى تير انداخته و گفتند چند نفرى را مقتول نموده بود . از آنجا فرار كرده سفارت انگليس مىرود و گويا اماننامه هم از سفارت داشته باشد . در استنطاقات سايرين معلوم مىشود اين اسماعيل بمبساز هم هست ، از اين جهت اسلحهدارباشى را به اين تقصير و تقصيرات ديگر حبس مىكنند . اسماعيل هم اماننامه داشته و هم مفقود بوده . يكى دو ماه اسلحهدارباشى حبس بود تا بىگناهى خود را ثابت مىكند و معلوم مىدارد اسماعيل مدتهاست نزد او نيست . از آن ايام پليس تعاقب اسماعيل را داشته تا با بمب بواسطهء آن درشكهچى به اين ترتيب دستگير و دچار قضا و قدر مىشود و به كيفر اعمال خود فورا مىرسد . و اين قتل فورى او را بيشتر بواسطهء كارهاى سابق او بود و اين حركت جديد هم البته ممد مىشود . غلامحسين خان امير تومان رئيس پليس گفته بود مدتى است ما خيال دستگيرى اسماعيل را داشتيم ليكن مىخواستيم در موقع بمبسازى يا ارتكاب جنايتى دستگير شود تا به خوبى صورت گرفت .