نامشروع را از علماى شيعه فقط ملا آقاى دربندى مستحسن دانسته . تعزيه كه براى پريان و اجانين در باغ شاه مىخوانند تا پانزدهم باقى است .
عمارت خورشيد
شنبه 14 محرم الحرام . صبح در ركاب حضرت و الا مجلس دار الشورى رفتم . جوانى و ايام شباب من در اين عمارت كه محل جلوس آقاى نايب السلطنه بود طى شد و هيچ نشدم . حالا كه رو به پيرى مىروم و اوضاع هم بسيار شلوغ است چه خواهم شد . گويا سرنوشت من بوده جوانى و پيرى را در اين « عمارت خورشيد » به بطالت و بيهودگى صرف كنم . عمارت به حال اول خود است مگر اطاق بزرگ عقب كه دو اطاق و يك راهرو شده .
نانواها
مشغول رسيدگى به عرايض و نوشتن بعضى رقعهجات شدند . ناهار بسيار مفصل مأكول خوبى صرف شد . بعد از ناهار جماعت خباز آمدند با ابلاغى از طرف قبلهء عالم كه اين قيمت نان ضرر دارد . مجلس چه صلاح مىداند . اين جماعت خباز از بس متقلب ، بدذات و خدانشناس هستند و به مردم ظلم مىكنند مردود خاص و عام هستند . ورود آنها كانهء انبان مار و عقربى به مجلس خالى كردند كه هريك لگدى به روى آن نهادند .
مزخرفات چندى گفتند . ما نمىخواهيم نان را گران كنيم ، بعضى عرايض ديگر داريم .
وقت تنگ بود قرار شد سهشنبه بيايند .
شلوغتر ، مغشوشتر
معلوم است هر مطلبى را كه رجوع به جمعى كنند و با مشورت و شور نتيجه بگيرند كمتر خبط و خطا مىشود . افسوس كه وقتى سر افتادهاند يا شايد باز هم سر نيفتاده باشند كه كار از كار گذشته و اگر تمام عقلاى روى زمين را ايران بياورند ثمرى و فايده با حالت حاليه نخواهد داشت . مردم مايل به ترتيبات جديد هستند . دربار هم به سبك و روش قديم نمىتواند پيشرفتى حاصل كند . اين ترتيبات هم بدون يك تنخواه معتد به اقلا سيصد چهارصد كرور تومان باشد جارى نخواهد شد . آنچه در اين عالم بىپولى بكنند همين است كه ملاحظه مىشود . روزبهروز شلوغتر و مغشوشتر است . به عوض تمام اين كارهاى لغوى كه مىشود بايد نشست و فكر پول كرد . ترتيب قشون و نظم ادارات را داد . حالا پول از كجا تهيه شود يك مطلب بزرگى است . آنكه طالب بقاى ايران است بايد به هر وسيله مىدانند تهيه نمايد كه ايران در شرف زوال است و سلطنت در