بلكه ظن غالب است همينطور باقى باشد بلكه روزبهروز بر آبادى و زمينش افزوده شود و در خوشبختى قرنها بماند . زياده چه بنويسم .
عباسعلى قزوينى / كيوان
چهارشنبه 11 محرم 1327 - عصر تاسوعا به اتفاق شعاع الدين ميرزا و حاجى افخم الدوله به خانهء ملا عباسعلى روضه رفتيم . مشار اليه قزوينى است و بسيار خوب موعظه مىكند . وقتى در مسجد جامع وعظ مىكرد به اتهام تصوف از منبر به زيرش آوردند ، از آن به بعد ممنوع است مگر در خانهء خودش . درويش است و از مردهء حاجى ملا سلطان على گونآبادى . خوب روضه خواند و مستفيض شديم . ملكآرا و محمد حسين ميرزا هم بودند و منزل شعاع الدين ميرزا چاى صرف كرده نماز خوانده خانهء عضد الملك روضه رفتيم . امسال شب روضه مىخواند و خرج مىدهد . همه مردم در اين مدت گمان مىكردند اين تعزيهدارى مفصل را از كيسهء فتوت خود مىكند . امسال خوانين قاجار نوادهگان امير قاسم خان عرض و دادى كردند ، معلوم شد از موقوفات آن مرحوم است ربطى به عضد الملك ندارد .
سپهسالار
در حياط حسينيه نشسته شاهزاده معتضد السلطنه و غلامحسين خان امير تومان رئيس پليس هم بودند . گفتند سپهسالار با وجود آنكه مىداند در كمين او هستند و در استنطاق عبد الكريم هم محقق شد باز چهل و يك منبر پياده و پاى برهنه به رسم همه سالهء خود رفت .
استنطاق عبد الكريم طهرانى
اعليحضرت هم عصر اميريه تشريف بردند و شمع روشن كردند . من از غلامحسين خان استنطاق عبد الكريم را پرسيدم . بايد دانست كه عبد الكريم پسر درويش ميرزا آقاى طهرانى است و بيست و دو سال دارد . اين درويش ميرزا آقا جزو اخوان و از مردهء ظهير الدوله است . مرد محجوبى است و همهكس او را مىشناسد . با من هم آشناست .
اينكه عبد الكريم را زنجانى نوشتيم اشتباه شده . اما حرفهء او دواتگرى است كه برنجساز باشد ، از قبيل آفتابهلگن ، سماور و غيره . گفت اينها چهار نفر بودند كه هم قسم شدهاند كه شيخ و سپهسالار و مجلل السلطان و حاجى محمد اسمعيل را بكشند . بعد از گرفتارى عبد الكريم هر سه نفر فرار كردهاند و پيدا نشدند مگر شيخ حسن كه الان در خانهء سعد الدوله حبس است . چون اماننامه از انگليسها دارد با حضور امين سفارت استنطاق