تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2271

مساهمون:

ص٢٢٧١
در ساعت نه از شب رفته در قصر « شامبرون » يا بعد از مهمانى ملكهء هلاند . نمىدانم چه اوضاعى بود و چه هرج‌ومرجى . الان اين پدر و پسران از اشخاص خيلى متمول صاحب مكنت راحت و آسوده مىباشند . واقعا حكايت شاه و رعدوبرق و اين آقايان از مطالب تماشائى بود كه احدى سر در نبرد . معمائى بود كه حل نشد . در اين مدت كه مقرب بود و همه كار از دستش برمىآمد و رعدوبرق در اطاعت او بود به قدر صد دينار كار خير نكرد و به قدر يك شاهى از قبل او كسى نبرد . خبيث و حسود و بدخواه بود . مردم تنفر غريبى از او دارند و به كلى مردود است . براى همين تنفر مردم [ است ] كه واضح دشنامش مىدهند ، از خانه هيچ بيرون نمىآيد .

تقىزاده در تبريز

حضرت و الا ديروز با ذوات محترم در خانهء امير نظام مهمان بودند . حضرت و الا فرمودند از صدراعظم عمل تبريز را جويا شدم گفت عين الدوله در شاه‌گلى است ، سردار مقتدر شجاع الدوله در شهر . تلگرافى عين الدوله زده بود كه اجلال الملك ، رشيد الملك ، تقىزاده و ثقة الاسلام شيخى مىخواهند نزد من بيايند تكليف چيست . دستورالعملى شاه دادند . تقىزاده از فرنگستان به تبريز رفته و حالا آنجاست .

اصفهان و اقبال الدوله

از اصفهان پرسيدم . مىگفت اقبال الدوله بر خلاف ظل السلطان كه همراهى با آقا نجفى داشت رفتار مىكرد . آقا نجفى هم با آقا نور الله برادرش ظاهرا برهم زده . اقبال الدوله به گمان اينكه حقيقت دارد حاجى آقا نور الله را محرم خود نمود و آنچه در دل داشت از سيئات اعمال آقا نجفى مىگفت و شبها حاجى آقا نور الله تمام را راپرت مىداد . يك مرتبه آقا نجفى با اقبال الدوله برهم زد . به هزار مرافعه از اينجا اصلاح داديم . اين دفعه باطنا با نجفقلى خان صمصام السلطنه سازش كرده و اين ترتيب پيش آمد كه ملاحظه مىفرمائيد . اقبال الدوله با تمام ساخلو آنجا پناه به قنسول خانهء انگليس برد و هنوز آنجاست . ديروز تلگرافى آقا نجفى به توسط شيخ فضل الله زده بود برائت ذمه و اين‌كه لازم فرستادن اردو و قشون نيست ، همين يكى دو روزه عمل اصلاح مىشود و نجفقلى خان طهران مىآيد . من هم جواب مفصلى زدم . صحبت صدراعظم كه ختم شد حاجى صدر السلطنه بناى بدگوئى از اقبال الدوله گذاشت و بىنهايت تكذيب كرد . صدراعظم جواب داد شما انصاف نمىدهيد من از همه تصديق مىخواهم . اقبال الدوله پيرمرد نبود ، عاقل نبود ، از نوكرهاى قديم ناصر الدين شاه مجرب و تربيت شده نبود ، خط نداشت ، سواد نداشت ، از طفوليت در دربار بزرگ نشده