تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2267

مساهمون:

ص٢٢٦٧
ايلات سنجابى و گوران . اين انقلابات روى نداده مگر به جهت برهم‌زدن مشروطه و مجلس شوراى ملى . بعد مجملى از وجوب مشروطه و اين‌كه علماى نجف اشرف حكم به وجوب نموده‌اند و آن كسانى كه حكم به حرمت نموده‌اند فقط به صورت عالم و در لباس اهل علم هستند . با اين ترتيب و اين قشون غيرمنظم و اين بىپولى هيچ‌چيز جلوى اين انقلابات را نخواهد گرفت ، مگر آنكه اعليحضرت فورا حكم به تشكيل مجلس شوراى ملى و اعلان مشروطيت را تجديد فرمايند كه در كمال سهولت و نهايت خوبى و خوشى رفع و دفع تمام اغتشاشات به زودى شده هركس آسوده مىشود . در صفحهء ديگر هم صدر العلما و آن دو سه نفر ديگر مختصرى نوشته بودند كه مصدق عرض حال آنهاى ديگر بود . خوب اگر همين‌طور است كه حضرات نوشته‌اند و امر به همين سهولت خواهد گذشت پس چرا شاه مضايقه دارد و نمىكند . عريضه مهر نداشت . حضرت و الا جواب مرقوم داشتند اگر بايد من مطالب را به شاه عرض كنم يك نفر بيايد تا درست مسبوق شوم مقصود چيست و از طرف كه بايد حرف بزنم . تا امروز كسى نيامد . حضرت و الا هم فرمودند اصل عريضه كه البته به شاه رسيده . اما چون سواى صدر العلما ديگران را نمىشناسم و نمىدانم چه پيشه هستند و مقصود اصلى چه چيز است عرض نخواهم كرد . به جهت آن‌كه مىدانم يموت و كوكلان و ايل سنجابى در فكر اغتشاش و دزدى است . هيچ گوش به اين حرفها نداده و نمىدهد . چطور صدر العلماء و آن جمع اطمينان دارند و از قول آنها عريضه مىكنند .

دامادى سردار اكرم

بارى برويم سر مطالب ديگر . حاجى امير نظام براى پسرش سردار اكرم دختر حاجى ناصر السلطنه را گرفته ، شب جمعه 29 را از من و افخم الدوله دعوت كرده بود . دم دروازهء بهجت‌آباد ديوار به ديوار سفارت فرانسه منزل دارد . درست سه ربع فرسنگ تا خانهء ما مسافت است . يك ساعت و نيم از شب رفته وارد مجلس شديم . اطاقها بسيار مزين و خيلى خوب گرم بود . به همه جهت ده نفر بوديم . سايرين گويا عذر خواسته بودند .

امير نظام همدانى

اين حاجى امير نظام كه تا حال سه چهار لقب عوض كرده پسر مصطفى قلى خان اعتماد السلطنهء همدانى است . با ما شريك الملك است و حاكم و سركردهء فوج فدوى . چند سالى است كه ظاهرا چشم از پنج دانگ كوريجان پوشيده . سابقا هر دو سال يك مرتبه ديگ طمع خان قراگوزلو به حركت آمده كوريجان را ويران كرده ، رعيت متوارى ،