تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2264

مساهمون:

ص٢٢٦٤

سعد الدوله

بارى سعد الدوله دو روز قبل از عيد غدير وزير خارجه شد . اين مرتبه جرأت نكردند « گرو » كنند . حضرت و الا مىفرمودند شاه به سعد الدوله مىفرمود وزارت خارجه را بايد خيلى زود مرتب و منظم كنى . سعد الدوله با همان تغير و اخم كه جبلى اوست جواب داد وزارت خارجه تنها نيست ، همهء وزارت‌خانه‌ها به هم مربوطاند . تا آنها منظم نشود اين يكى هم نظم برنمىدارد . دور نيست تغيير بشود . سعد الدوله صدراعظم يا رئيس الوزراء شود . شاه التفات دارد و به شاه خدمت كرده ، پدر ملت هم كه بود .

شلوغىها

استرآباد مدتى است اغتشاش دارد . تركمانها با شهرى هم سازش كرده اعتنا نمىكنند . خوب عنوانى به دست اين ايلات و اشرار افتاده . به هرجا تلگراف تغيير يا تشددى مىشود جواب مىدهند ما براى ابقاى مشروطه ناچار به بعضى اقدامات هستيم . قشون هم ندارند . پول هم ندارند . از تلگراف و دستخط شاه هم بيش از اين كارى ساخته نيست . بعضى مردم نادان و مفسد هم اين عنوان عشاير و ايلات وحشى ما را باور كرده باطنا همراهى مىكنند و ضديت با دولت مىكنند . نمىگويند همين شما پدرسوخته‌ها بوديد كه آن‌وقت همه‌جا را برهم زديد ، شلوغ كرديد ، راهها را مسدود كرديد ، همه را چاپيده و خراب كرديد تا آن اساس مضمحل [ شد ] و از بين رفت . بايد دانست كه ديگر از ايرانى جماعت كارى ساخته نيست . اين مملكت يك قوه و قدرتى به غير ايرانى مىخواهد تا منظم شود . ما مىبينيم آنها كه در باغ شاه نشسته‌اند و نيز جلوى چشم ما هستند اشخاص تربيت شدهء به اعلم اين مملكت در ترتيب خانه و اكل و شرب خود حيرانند و از عهدهء نظم باغچه و اطاق و خوراك و نوكر خودشان برنمىآيند . بالعكس وقتى كه نظر به امورات نوكرى و شخصى يك نفر از خارجه مىكنيم كه دوافروش يا بيطار است در نهايت نظم و ترتيب كه شاه ما و صدراعظم ما يا آن متمدن به اعلم ما كه در سال آنقدر خرج مىكند و آنقدر اجزاء و مستخدم دارد بايد آرزو كند و حسرت بخورد . اين اتفاقات كه متصل در هر گوشهء مملكت ايران واقع مىشود و اين تجرى و تعدى ايلات و عشاير با آن ضديت كه مردم شهرى دارند و اين افلاس بىنهايت كه همه را احاطه كرده به آواز بلند و بانگ جلى اضمحلال و فناى ايران را اعلان مىكند . اين هم يك خفت و سرافكندگى كه ما فوق آن متصور نيست . هر روز كه ما دور هم جمع بشويم برعكس ايام گذشته آن روز و آن ساعت مثل جهنم