دامادى امين السلطنه
ديگرى كه مزهاش از اولى زيادتر است عروسى حاجى امين السلطنه هفتاد ساله است با اقدس السلطنه دختر مظفر الدين شاه كه عيال عين السلطان شاهزاده موثق الدوله ناظر بودند . امين السلطنه در اين سن با وجود اولادهاى بزرگ كار خندهدارى كرده ، نمىدانم اقدس السلطنه جوان چطور راضى شده . حاجى امين السلطنه داماد اتابيك بود ، يعنى خواهرش را داشت . صندوقدار شاه شهيد بود . مناصب ديگر خيلى داشت . آدم خوشبخت خوشروى خوشمزهاى است . همه با او شوخى دارند و خودش هم خيلى شوخ است ، امروز هر كس به او رسيد گوشهاى زده يا كنايهاى گفت و اسباب خنده گرديد . اما از ميدان احدى در نرفت . خانه و بچه همه را ول كرده خانهء عليحده رفته و مشغول عيش است .
آن عيد اضحى « مخزن » را گرفته بود . ( كارى را كه بيست سال قبل در ادارهء او بود ) و حالا گفته بودند بايد لباس نظام بپوشى . امين السلطان « 1 » حاليه ما را جمع كرده كه چيزى تماشائى نشان بدهد . آخر معلوم شد طفره زده و حاضر نشده امروز عروسى كرده بود و تماشاى ديگر دارد . امين السلطان مىگفت حاجى امين السلطنه حسابى از بابت مخزن داشت تدبيرى براى طى حساب گويا نموده و مخزن را مجددا گرفته و الا هيچ مناسب نبود كار سى سال قبل خود را حالا بگيرد .
وضع تبريز
از قرارى كه در باغ شاه آقا عبد الله خواجه گفت تبريز را از چند طرف محاصره كردهاند . سردار مقتدر كه بعد از آن فتح شجاع الدوله لقب گرفته داخل شهر تبريز شده و سه هزار نفر از شهريها نزد او رفته اسلحهء خود را داده اطاعت كردهاند . عين الدوله از باسمنج به شاه گلى يك ميدانى شهر آمده ، اقبال السلطنه با شش هزار سوار و پياده ماكوئى سمت ديگر شهر ، سردار نصرت رحيم خان با سوارش طرف ديگر . چند نفر ديگر را هم اسم برد كه فراموش كردم و الان مشغول جنگ مىباشند . آقاى عماد السلطنه عقيده نداشت شهر مسخر شود مگر ميان خودشان برهم خورده باشد و از تسليم سه هزار نفر اگر راست باشد همچو معلوم مىشود اهل شهر نفاق كردهاند . انشاء الله مسخر شود . زيرا تمام اين اغتشاشها بواسطهء تبريز روى مىدهد و تا آنجا مسخر و منظم نشود جاهاى ديگر امن نخواهد شد . امروز معلوم شد جهت اينكه سد آذوقه نكردهاند و
هامش
( 1 ) - عبد إله خان امين السلطان پسر دوم ميرزا على اصغر خان اتابك .