تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2263

مساهمون:

ص٢٢٦٣
راهها را نگرفته‌اند چه چيز بود . سفراى مختار مقيم طهران ممانعت داشتند و اجازه نمىدادند . پنجشنبه 21 ذى الحجه 24 درجهء جدى - هوا از ديروز شروع به آمدن برف كرد تا ديشب ساعت هشت از شب رفته و به قدر نيم ذرع برف آمد . چهار سال بود طهران آنقدر برف نيامده بود . هوا سرد امروز هم ابر است . پاى عميد الدوله به شدت درد گرفته پريروز عيادت كردم . خوابيده بود و ناله مىكرد . نقرس هم دواى معلوم معين ندارد ، تا دور خودش را نزند ساكت نمىشود . كاشف السلطنه و شعاع الدين ميرزا بودند . ملك‌آرا [ و ] نديم السلطان هم آمدند . بعد مؤيد السلطنه آمد . اول كه گفتيم در استنطاق عبد الكريم تشريف داشتيد چه گفت . كمى عبوس شده و خوشش نيامد . قدرى كه گذشت مختصرى عنوان فرمود .

استنطاق ضارب شيخ

من و جمعى در استنطاق حضور داشتيم . مىگفت از انجمنى مأمور به اين كار نشدم فقط شيخ حسن نامى كه سابقا نوكر حضرت عليا بود و حالا در سر بنائى بعضيها سركشى مىكند و ربطى از معمارى دارد به اين كار بد واداشت . او تپانچه به من داد و گفت شيخ را بكش . اگر گرفتار شدى خودت را هم بكش و الا زود بيا سفارت . پرسيدند ديگر چه گفت . جواب داد وقتى كه مرا ترغيب مىكرد مىگفت چند نفر را بايد كشت : يكى سپهسالار ، يكى شيخ ، يكى مجلل السلطان ، ديگرى حاجى محمد اسمعيل مغازه . خود حاجى هم حضور داشت . خواستند باز سؤالات نمايند دكترش گفت بيشتر از اين نبايد تكلم كند خفه مىشود . جوان است ، بيست و پنج سال بيشتر ندارد . گلويش زخم است . بعد از برهم خوردن مجلس هم دستگير [ شد ] و دو ماه حبس بود . تعجب در اين است كه به توسط خود جناب شيخ هم مرخص شده . رفتند شيخ حسن را دستگير كنند مخفى شده و پيدا نكردند .

استخارهء شيخ

از قول شيخ الاسلام قزوين مىگفت كه به شيخ گفته بودند از خانه بيرون نرويد در كمين شما هستند . شيخ از كلام الله مجيد استخاره مىكند بعد از مدتى فكر مىكند مىگويد به من صدمه مىزنند ، اما كارى نيست . خانهء شيخ هم سنگلج است و تا خيابان مسافتى دارد . تا بخواهد به كالسكه سوار شود مدتى پياده بايد برود . آخرش هم كشته خواهد شد . اين عبد الكريم كه انصافا بد تير انداخته .