تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2248

مساهمون:

ص٢٢٤٨
سپهسالار طمع را زيادتر كرده او را طهران و منزل خودش آورد . چهل هزار تومان براى خودش ، ده هزار تومان هم براى مجلل السلطان خواسته بود . سردار منصور خودى در طهران و آزاد ديده بود از راه مكر و حيله درآمد كه تهيهء آن مبلغ وقتى لازم دارد . مرخص فرمائيد بروم منزل تداركى كنم . سپهسالار با كالسكهء خودش او را روانه مىكند . سردار منصور پياده شده دو تومان به كالسكه‌چى انعام مىدهد مىگويد دو ساعت ديگر كالسكه را بياور . كالسكه كه رد مىشود درشكه كرايه كرده فورا سفارت روس مىرود و الان با حاجى حسين آقا آنجا تشريف دارد .

بانوى عظمى

دبير السلطان هم پسر وكيل الدوله از اميريه به سفارت روس رفت . خودم دستخط امان او را ديدم كه صدراعظم داد جلال السلطان نوشت و مرخص شد . بانوى عظمى و پسرهايش سردار اعظم ، عين السلطنه ، بديع الملك بواسطهء خانبابا خان سردار و يك دستخط نيكلاى اول امپراطور روس تبعه شدند . روز اسم‌گذارى امپراطور ده روز قبل در سفارت‌خانه از واردين پذيرائى مىكردند . باغ و عمارت سعدآباد كه تا حال مال ظل السلطان مىدانستند و او هميشه ييلاق مىرفت به همين واسطه به تصرف بانوى عظمى داده شد . بانوى عظمى تا شوهر اختيار نكرده تبعه خواهد بود .

مقالهء « تان »

عصر من خانهء دروازه قزوين رفتم . حيدر ميرزا از آرتيكل روزنامهء « تان » « 1 » مىگفت . ستون اول روزنامه به قدر چهل سطر از تفصيل ايران و تبريز نوشته بود كه اين قشون و تهيه كه تبريزيها دارند همه ايران را برهم خواهند زد . اين قوم مظلوم به تمام پارلمانهاى دنيا نامه و سفير روانه كرده مظلوميت خود را شرح داده‌اند . از تمام بلاد حتى هندوستان براى آنها اعانه و كمك روانه شده . عريضهء آنها كه ششصد و هفتاد مهر و امضاء محترمين را داشت براى كور ديپلوماتيك طهران فرستاده بودند . به وزير مختار اطريش كه « دوين » « 2 » سفراى طهران است رسيده و گفته اين بيدارى ملت كهنهء فرسودهء ايران را بايد غنيمت شمرد . ما هم نهايت همراهى را داريم و اميدواريم « الى » روس و « امى » انگليس ما هم نهايت همراهى را بكنند . نعش كاظم آقاى ميرپنج قزاق‌خانه [ را ] كه در تبريز كشته شده بود ديروز با احترام زياد وارد شهر كرده حضرت عبد العظيم بردند . جنازه را روى عرابهء توپ گذاشته بودند .
هامش
( 1 ) -Tempsروزنامه فرانسوى . ( 2 ) -doyen( رئيس ) مقدم السفرا .