چوان پس از جنگ دول اروپ و صلح با چين به معذرت كشتن سفير آلمان به برلن رفته فرنگستان را ديده است . تصوير ملكه در « لندن نيوز » بود . ناخنهاى ملكه از انگشتش بلندتر بود مثل منقار حواصيل يا حقارى . بسيار عادت بدى است كه پا كوچك و ناخن آن قدر بلند باشد . اما آنجا پسنديده و علامت نجابت و اصالت است .
اطلاعات ايرانيها از چين خيلى كم است . در آنجا گويا اسم ايران را كسى نداند !
كتاب خوبى افتخار التجار براى حضرت و الا فرستاد كه تمام سلطنت و حكومتهاى روى زمين را از جمهورى و مستقله نوشته و اشكال بسيار ممتاز پادشاهان و عمارات سلطنتى و غيره را كشيده . تفصيل چين را خيلى خوب نوشته است ، خصوصا از اين ملكه . اسم كتاب « لىوينگ اولرز آف منكايند » « 1 » [ است ] . در چين وليعهدى كه قانون معين كند نيست . خود امپراطور به ميل خودش تعيين مىكند .
ناصر الدين شاه هم در اين عهد خواست اين كار را بكند امّا خدا نخواست و هردو پسران جيران مرد [ ند ] . فقط قانونى كه در سلطنت قاجاريه بايد مراعات بشود اين است كه مادر وليعهد شاهزاده باشد . در مشروطه هم همينطور كردند .
« كميك اپراوار »
اشكالى از ستار خان و باقر بنا و عمارات خراب شدهء تبريز در روزنامه بود . ما يك مير باقر آجرپز هم در كتاب حسين كرد سراغ داريم . اين باقر بنا شايد از نسل اوست . از طرفين مذمت كرده و مسخره نموده بود . « كميك اپراوار » نوشته بود ، يعنى جنگ مسخرهء تماشاخانه . قشون دولتى را هم نوشته بود وقت شليك چشمهاى خود را برهم گذاشته بعد از التماس به الله تفنگ را خالى مىكنند .
سكهء ستار خان
شنيدم از حسن خان پيشخدمت حضرت و الا كه سكهء ستار را طهران آوردهاند . يك سمت آن شير و خورشيد سمت ديگر السلطان ستار خان است .
از اواسط رمضان تاكنون اغلب جاها شلوغ شده ، يعنى دزدى و سرقت خيلى مىشود و روزبهروز شدت مىكند . حكام هم استعداد صحيح ندارند . آذربايجان كه هيچكس صاحب جان و مال نيست . پانصد سوارى هم تبريزيها درست كرده متصل براى تحويل آذوقه به اطراف روانه مىكنند ، هرجا از صدمهء ايلات و سوار دولتى محفوظ مانده [ باشد ] اينها غارت مىكنند .
هامش
( 1 )The Living Euler's of Mankind