مىكنند . تا من بودم به قدر نصف دو پرده پاره شده بود . من پرسيدم چند عدد بود گفت در يك بيرق شمردم پانزده دانه . در ديگرى بيست دانه بود .
تطيرات
مملكت ما رو به زوال است . اين تطيرها هم بيشتر اسباب نااميدى مىشود . من اعتقاد ندارم ، امّا يكى دو مسئله همينطور قبل از شهادت ناصر الدين شاه واقع شد . يكى آنكه كتيبهء كاشى تكيه دولت ، آنجا كه اسم ناصر الدين شاه را نوشته بودند به زمين ريخت .
ديگر آنكه همين بيرق عمارت شمس العماره را خواسته بودند براى جشن عوض كنند .
بعد از شهادت ديده شد كه واژگونه بود ، پاهاى شير بالا سر شير پائين بود . ديگر آنكه پردهء تخت مرمر را براى جشن عوض كردند ، روز ديگر بدون جهت پرده به زمين افتاد .
جمعه نهم ذيقعده - ديروز غروب حاجى افخم الدوله به سلامتى وارد شد . هرچه اصرار در آمدن كرد حضرت و الا اجازه مرحمت نمىفرمودند ، آخر بىاذن آمد . لدى الورود تغيرات زياد شد . بعد از يك ربع با هم كنار آمدند . صلح و صفا واقع شد .
ابو القاسم خان را آنجا گذاشت با ابو القاسم جلودار و چند نفر از كوريجانيها . نهايت امنيت را دارد . تمام رعيت راضى و شاكر و لعنت به شيخ محمد على و ملا محمد و سايرين مىكنند كه اسباب آن همه ضرر و خسارت و صدمه گرديدند .
فوت پادشاه چين و وضع آنجا
اخبار تازه فوت امپراطور كونكسو چين است . چون « پوبليك نيوز » خيلى گران شده چند سال است آبونه نمىباشيم . اين است كه اخبار دير به ما مىرسد .
كونكسو سى و هشت سال داشت . مرضى داشت كه مىبايست عمل يدى كنند امّا براى پسر آسمان ممكن نبود و به همان عارضه مرد . مرگ امپراطور چند روز پنهان بود .
غريب مرگ ناگهانى ملكه دوارير است كه در مجلس شورى غش مىكند به فاصلهء دو سه روز فوت مىكنند . مردم چين مىگويند سم دادهاند . اين ملكه اعجوبهء زمان بود . هفتاد سال متجاوز داشت . بعد از فوت شوهرش هوسين فاك پسرش پادشاه شد و نايب السلطنهء مستقل بود . پسرش مرد يا او را كشت و اين كونكسو پسر پرنس چوان را پادشاه كرد ، ليكن تمام سلطنت را خودش مىكرد و هيچ به قوانين جديد ميل نداشت و از امپراطور همان اسمى بود . در همهء روزنامهها مشار اليها را به كاترين دو مديسى شبيه كردهاند . اسم ملكه تاسوشى است و دختر يك صاحبمنصبى بود . چون هوسينفاك از ملكهء بزرگ اولاد نداشت پسر اين پادشاه شد . فعلا پوئه طفل دو ساله برادرزاده يا خواهرزادهء كونكسو را امپراطور كردند و نايب السلطنه پرنس چوان شد . اين پرنس