و به دفتر داده شود و از عهدهء حضور آنها يا آمدن وكيل آنها برنيامدهاند . با اينحال برات بايد توقيف شود .
رسوم مستوفيها
اين اصرار كه براى حساب مىكنند فقط براى گرفتن مرسوم آن است . وقتى كه رسومات آن داده شود ديگر اسمى از آن نيست . از ما براى ملاير هشتصد تومان مىخواهند . ميل داريم ندهيم . اين است دنبال مىكنند . اين رسوم يك پول زورى است مستوفيها دريافت مىكنند . براى هرجائى قرارى و ميزانى است . مثلا فارس ده هزار تومان ، خمسه هزار و پانصد تومان ، همينطور ساير جاها . پول كه نيست و من يقين دارم نمىدهند پس توقيف باشد باز بهتر است . حضرت و الا بىجهت اصرار دارد .
وضع ديوانخانه
روز وانفساست . قيامت است . كسى به كار كسى نمىرسد . تمام وقت صدراعظم هم به قراءت كاغذ مىگذرد كه دو ثلث آن بىمعنى و بىمصرف است . وزارتخانهها هم غير مرتب ، كوچك و بزرگ كارها را ناچار است آدم به صدراعظم بگويد ، شايد انجام بگيرد . ديوانخانه از همهجا شلوغتر است . همين امروز جمعى فرياد و داد از وضع ديوانخانهء عدليه داشتند . شاه خوب شاهى است ، شب و روز كار مىكند اما نوكر ندارد .
رشوه و تملق هم در اين مملكت رواجى دارد . پير كنعان را شيخ صنعان مىكنند . آنچه اين مملكت را خراب كرده همان زبان چاپلوسى و تملق است با رشوه . اين مشير الدوله كه يك مملكت را مىخواست قانونى و منظم كند ، يك عدليهء شهر طهران را با آنهمه تأكيدات شاه مرتب نكرده و نخواهد كرد . فقط اجزاء را كم يا زياد كرد . تقديمى گرفت و حالا هم از متظلمين متصل پول مىگيرد و اعتنا به فلك ندارد .
پنجشنبه 24 - ديروز عصر و ديشب باران آمد . نصف شب باد شروع كرد . به شدت سرد شد . اندرون مهمان داشتم . نور العين خانم ، خالهجان يا همشيرهها بودند . از شدت باد و سرما از اطاق بيرون نرفتند .
اصناف و مجلس و شاه
امروز عصر تمام تجار و بيشتر رؤساى اصناف را باغ شاه احضار كرده بودند . حضرت و الا و عميد الدوله هم امروز اميريه خدمت آقا رفتند . غروب كه تشريف آوردند اولا در باب املاك حاجى آقا اطمينان داده بود به قول سابق خود باقى است و با صدراعظم گفتگو خواهد كرد . ثانيا مجلس امروز عموم تجار و اصناف شرفياب خاكپاى مبارك