تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2217

مساهمون:

ص٢٢١٧
من آنچه از احوالات پدر اين شخص مىدانم كه اين مكنت و اعتبار را براى پسر منحصر به فردش گذاشت اين است :

حاجى محمد حسن

حاجى محمد حسن امين ضرب « 1 » اصلا اصفهانى به طهران آمد . دوره‌گردى مىكرد و تقريبا سوزن و سنجاق مىفروخت . صاحب مايه شد ، دكان باز كرد . از متاع اصفهان و فرنگ فروش مىكرد . به شكل زريهاى اصل ايران از فرنگستان زريهاى بدل آورد و به قيمت اصل فروخت و خيلى منفعت كرد كه جزو تجار معتبر شد و تا مدتها اين زريها را به قيمت اصل خريدند . آن‌وقت داخل كارهاى دولت شد . در عهد امين السلطان آقا ابراهيم پدر امين السلطان اتابيك جزو خزانه شده مدير ضرابخانه شد . تقلب زياد در سكهء دولت كردند . او مرد . امين السلطان اتابيك روى كار آمد و ضرابخانه را به هفتاد هزار تومان اجاره كرد . بقدرى پول سياه ضرب زد كه از بيست عدد يك هزار آمد به هفتاد و هشتاد عدد يك هزار رسيد . هفت هزار مس قراضه مىخريد و ضرب زده سه تومان و نيم مىفروخت . طورى شد كه زمين و زمان پول سياه شد . دولت مجبور شد خريدارى كند . مظفر الدين شاه آمد . تا اتابيك بود كسى جرأت نكرد دست به تركيب پدر و پسر بزند . او كه عزل [ شد ] و قم رفت مخبر الدوله وزير داخله شد ، صنيع الدوله وزير خزانه ، پدر و پسر را حبس كردند . هفتصد هزار تومان براى شاه گرفتند ، مبلغى هم فرمانفرما ، مخبر الدوله و صنيع الدوله . مرخص شد . طولى نكشيد مرد . تمام مايملك كه گفتند هيجده كرور از املاك پول و مطالبات و كارخانه‌جات فرنگستان باشد به اين حاجى حسين آقا رسيد . پول سياه را هم دولت جمع كرد و به جاى آن پول نيكل آورد كه فعلا آن پول سياه جز در مشهد كه به جاى « جندك » سابق هشتاد عدد يك هزار فروش مىرود جاى ديگر رايج نيست . تقريبا پول مملكت را تمام آن . . . برد و به جاى آن‌كه تمام دارائى او را بگيرند هفتصد هزار تومان گرفتند . چهار مرتبه پول اين مردم تنزل كرد . هركس يك قران داشت پنج شاهى شد . اين پسرش هم كه هنگامهء مشروطه را برپا كرد نايب رئيس شد . با وجود همه خيانت‌هاى فاحش بيّن پول‌هاى بانك ملى را هم حالا خورده نمىخواهد حساب بدهد . عمامه سرش بود حالا كلاه گذاشته . پدرش مرد . . . زرنگى بود پسرش هم للّه الحمد بىنصيب نيست ، . . . فرنگستان زياد رفته فرانسه هم مىداند . . . جمعه 25 شوال المكرم - باد ساكت شد اما سرما هست . ديشب يخ بست . 28 اول
هامش
( 1 ) - درست امين دار الضرب است . فرزندش امين الضرب لقب داشت . در نوشتهء قهرمان ميرزا همه‌جا امين ضرب ضبط شده است ( ا . ا . )