تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2214

مساهمون:

ص٢٢١٤

مقررى امسال

يكى از مطالب برات مقررى امسال بود ، مخصوصا اسم برده بودم مقررى خودم و حاجى افخم الدوله و همشيرگان . جواب داد اينها را براى عمل حساب نگاه داشته‌اند . دومى مقررى ملاير بود كه معلوم نشد چه امر فرمودند . جواب داد من نمىگويم حاكم صحيح مىگويد ، اما حرف او اين است جنس ببريد يا صبر كنيد تا فروش برود . سيمى مقررى همدان بود كه حكم فرموده‌ايد مظفر الملك از بابت جنس سنهء ماضيه و امسال بدهد تا قرار تسعير داده شود . حكم مجددى مرحمت شود كه تعطيل نكند . اين را هم جواب داد اين هم مثل ملاير بايد صبر كنيد تا تسعير و فروش معلوم شود . مطلب چهارم حكايت عميد الملك بود . جواب داد عميد الملك از انتصار السلطان طلب دارد ، اينجا ديگر من سكوت نكرده گفتم رجوع كرديد ، شش نفر مستوفى رسيدگى كرد راپرت نوشت . عميد الملك شايد از ده نفر ديگر هم طلب‌كار باشد چه ربط به من دارد . مابقى را هم جواب عرض كنم . در باب مقررى اگر حضرت و الا حساب دارد به من و حاجى افخم الدوله چه . مگر من حاكم بوده‌ام . اينجا مختار الدوله وارد شد با يك پاكت راپرت تلگرافى ولايات و صحبت قطع شد . در بين قراءت راپرت گفتند كالسكه هم حاضر است . تا راپرتها تمام شد برخاسته رفت .

مشير السلطنه

اين صدراعظم وقتى كه من مشهد رفتم آنجا بود ، يعنى عين الدوله از طهران تبعيدش كرده بود در ظرف دو ماه و نيم مگر همان چند روز كه من تركستان رفتم يك شب نگذاشت منزل خودم باشم . تمام را نزد او بودم و نهايت محبت و التفات را با من پيدا كرده بود . طهران هم آمديم مراوده قطع نشده بود و من يقين داشتم اگر صدراعظم شود به من خيلى التفات خواهد كرد . حالا طورى شده كه واضح و آشكار با من عداوت مىكند و دشمنى دارد . يك كلمه حرف حساب مرا هم گوش نمىدهد . مقررى مرا هم به عوض حساب حضرت و الا توقيف كرده . اما حكايت حساب : اولا دويست و شصت حساب اواخر عهد ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه و اين شاه مانده . مثلا آصف الدوله بيست [ سال ] حساب بايد بدهد . مؤيد الدوله از سال عزل ظل السلطان كه گيلان رفته تا حالا همه را گذاشته . همان حساب هشت ماههء حكومت ملاير شاهزاده را مىخواهند . در صورتى كه از عهد وزارت ماليهء اول ناصر الملك تا امروز تظلم داريم و جواب كاغذها حاضر است كه دو نفر نايب الحكومهء نهاوند و تويسركان حاضر شده حساب و اسناد ما را بدهند تا استاد مرتب