بلغارستان
پرنس بلغارستان وينه رفته . خيلى اصرار دارد كه بلغارى را آزاد [ كند ] و خودش پادشاه شود . از قرارى كه در روزنامهها نوشتهاند در اسلامبول صدراعظم مهمانى كرده نمايندهء بلغار را دعوت نكرده است . سفير بلغار پرتست مىكند . صدراعظم جواب مىدهد بلغارستان تبعهء عثمانى است و سفير او در اين مهمانى حق حضور نداشت .
مشار اليه از اسلامبول به سمت صوفيه حركت مىكند . در مسئلهء راهآهن آنجا هم مذاكراتى ما بين دو سه دولت هست . آن هم مزيد علت مىشود و پرنس بلغارى به خيال استقلال و پادشاهى مىافتد . ساير دول استقلال آنجا را مخالف عهدنامهء برلن مىدانند و شايد سر نگيرد . بلغارستان در اين مدت قليل خوب ترقى كرده . فعلا سيصد هزار قشون دارد كه يكصد و سى هزار آن را هر دقيقه بخواهد در صحراى جنگ با اسلحهء ممتاز حاضر مىشود .
اينها صاحب هيچ نبودند . در ظرف بيست و دو سال به اين پايه رسيدند . پرنس اول آنجا الكسندر دو با تن برگ بود . بعد از هفت سال استعفا كرد . پرنس فردينان از شاهزادگان گوتا به جاى او برقرار شد . اين شاهزاده از طرف مادر بوربن و نتيجهء لوئى فيليپ است . در قشون اطريش نايب بود كه در روزنامهء « لندن نيوز » بطور استهزاء مىنويسد نايبى كه نصف مواجب داشت يك زن از شاهزاده خانمهاى بوربن گرفت مرد . عيال ديگر در 1899 گرفت بسيار زشت و بدگل است . چون به حمايت اطريش پرنس آنجا شد الكسندر سوم پادشاه روس تا مرد تصويب نكرد . در 1300 كه حضرت و الا به تاجگذارى همان الكساندر سيم تشريف برد با اين شاهزاده كه آن وقت همان صاحبمنصب اطريش بود خيلى مراوده كرده و دوست شدند . بعد از رفتن به بلغار چند مرتبه هم مكاتبه كردند عكس خودش را هم فرستاده بود .
عثمانيها گفتهاند فردينان چون داراى سيصد هزار قشون است ميل دارد يك جنگى هم كرده باشد . سفير فرانسه ميانجى شده بلكه همديگر را صلح بدهد . بوسنى و هرزگوين كه در تحت حمايت اطريش است بناى عصيان را گذاشتهاند و ميل دارند مجددا جزو عثمانى و مشروطه بشوند .
كثافت طهران
شنبه 28 - اول درجهء عقرب - پريروز ( 26 ) عصر به كوه برف زد . در صورتى كه همه ساله در اول ميزان اگر به كوه برف نمىآمد در ششم هفتم ممكن نبود برف نبارد . شهر هم ابر شده . ديشب ساعت شش و هفت باران آمده امروز قبل از ظهر هم باران آمد .