تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2172

مساهمون:

ص٢١٧٢
مىخواستند به هر نحو ممكن است از چنگ دولت درآورده در بانك گرو بگذارند يا بفروشند . افسوس كه مشروطه دوامى نكرد و به مقصود نايل نشدند . در صندوقخانه شمشير گرفتم . شمشير دست من مكلل به ياقوت و هديهء الكسندر دوم امپراطور روس به ناصر الدين شاه بود .

دندان شاه

به چادر شاه رفتيم . احوال‌پرسى فرمود . از دندان‌درد خودشان فرمودند . عماد الدوله گفت دندان احتساب الملك را در فرنگستان از طلا درست كرده [ اند ] و بسيار خوب است . خود احتساب الملك بيرون چادر ايستاده بود . شاه هيچ جوابى نفرمودند . بلكه نفرت از گذاشتن دندان داشت . ياد مظفر الدين شاه افتادم كه اگر او بود الان دهان احتساب الملك را مثل غار اصحاب كهف باز مىكردند و دندان او را با همه كثافت بيرون آورده خنده‌ها و مسخرگيها مىشد كه حد و حصر نداشت . بالأخره دو سه هزار تومانى هم صرف دندان‌سازى مىشد . سفير آمد خطابه قرائت كرد . رسومات معموله به جاى آمده شاه اظهار رضايت از خدمات مستخدمين بلژيكى فرمودند . شارژدفر مرخصى گرفت برود ، بعد از رفتن سفير ما هم مرخص شده صندوق‌خانه شمشيرها را رد كرده به شهر آمديم . نواب عاليه عيال رفعت السلطان براى ديدن از قزوين طهران آمده امروز با ساير همشيره‌ها خانهء عماد السلطنه بودند . يك‌سره آنجا رفتم . الحمد لله تا عصر بسيار خوش گذشت .

فوت نظام السلطنه

نظام السلطنه مرحوم شد . مكنت بىاندازه دارد . سنش هشتاد و پنج متجاوز بود . بسيار خوب مانده بود . پسرش پارسال مرد . يك دختر معيوب و سه نوهء پسرى دارد . نظام السلطنهء ما فى از غلامى كشيك‌خانه به اين‌جا رسيد .

وفات ملكم خان

ميرزا ملكم خان مشهور هم وفات كرد . اين اول كسى بود كه مردم را از قوانين ممالك متمدنه آگاه كرد . بسيار كتابها نوشته ، خيلى خوب چيز مىنوشت . آخر هم مشروطهء ايران را ديد . اما افسوس كه خود او از اين ترتيبات منزجر [ بود ] و هرچه به مريدها و پيروان خود نوشت ثمر و اثرى نكرد تا برهم خورد .