حاجى محمد اسمعيل مغازه
حاجى محمد اسمعيل مشهور به مغازه كه از وكلاى مشهور بود در ضرابخانه ضرب كرده و مباشر بوده . اين شخص آدم دوروى ملعونى است . مىگويند راپرتچى بود و حالا ظاهرا بواسطهء همان خيانتها محترم و رئيس ضرابخانه شده است .
مجلس شور
من در چادر شاه بودم به وزير اعظم مىفرمودند مجلسى كه بنا بود از وزراء و نجبا تشكيل داده شود و اعضاء هم معلوم شد و حاضر هم شدهاند در تخت مرمر منعقد كنيد و اين كارها را رجوع كنيد انجام بدهند . عرض كرد اطاعت مىكنم و البته مجلس را بايد منعقد كرد .
جمعى را براى مجلس شورا منتخب و دعوت كردند . دو سه دفعه هم حاضر شدند يعنى در باغ شاه . اما همه صحبت از شعر و شاعرى و اختراعات غريبه و عجايب دنيا بود . اين توقف در باغ شاه براى همه سخت است . حالا آنها كه اسب و كالسكه و نوكر دارند به جاى خود ، مردم ديگر چه كنند .
وضع عدليه
ديوانخانهء عدليه هم اگرچه اجزاى بد را بيرون كرده و مشير الدوله دقتى دارد اما خوب كار نمىكند . پول هم نمىدهند . هرچه از هرجا پيدا شود صرف قشون مىشود ، اما نه به ترتيب صحيح باز مثل سابق منتهى قدرى بهتر . قانون نظامى و ترتيبى براى قشون جارى نشده همان سردوشى و شمشير بستن گويا كفايت مىكند .
ماليات و گمرك آذربايجان پنج كرور مىشود . يك شاهى عايد نشده و بايد چند كرور هم خرج آنجا را از جاهاى ديگر بكنند . ايران نفرين كرده است بايد خراب [ شود ] و به دست اجانب بيفتد . آن مشروطه اين مستقله . . . « 1 »
سهشنبه 4 شعبان - سفير بلژيك شرفياب مىشد . براى حمل شمشير دو ساعت قبل از ظهر وزارت تشريفات دعوت كرده بود . با آقاى عماد السلطنه كالسكه نشسته رفتيم .
جواهرات ايران
جواهرات خزانهء ايران را كمتر بلكه هيچ دولتى ندارد . بعد از آنكه حضرات از تشكيل بانك ملى مأيوس شدند ديدند به قدر اشتهاى آنها پول جمع نشد اين جواهرات را
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .