تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2168

مساهمون:

ص٢١٦٨

فوت فتح السلطنه

خبر فوت بيچاره فتح السلطنه پسر نير الدوله شمران رسيد . همين يك پسر بزرگ را داشت . ترياك مىكشيد ، ترك كرده بود سكته كرد . نهايت دوستى را با من داشت . خداوند رحمتش كند . بسيار دلم سوخت . نير الدوله حالا يك پسر سه ماهه دارد . فتح السلطنه سه پسر دارد .

تبريز

برويم سر اخبارات - هزار سوار بختيارى با نظم تمام وارد شده با چهار عرابه توپ به سمت تبريز رفت . فوجهاى قزوين و سوار ايلات قزوين با فوج اول خمسه ضميمهء آن شده رفتند . مىگويند رئيس تبريز ستار نام و باقر بناء است .

شيخ سليم

شيخ سليم مفقود است . فرارا به اسلامبول رفت . ايشان را شاه سليم مىگفتند . مقيم آن‌جا است . تمام ذخيرهء دولت و توپها را مخبر السلطنه به آنها داده . حاكمى هم زود از طهران نرفت . جنگ ما بين خود اهالى شروع شد . اين است با هم خونى شده و تمام نمىشود . اگر فورى حاكمى از طهران رفته بود هرگز به اينجاها نمىكشيد . ساير ولايات كلية منظم [ است ] و همه آسايش دارند .

عثمانى

آنچه از روزنامه‌جات ارپ از مشروطهء عثمانى نوشته بود مضمونش اين است كه مدتهاست در مقدونيه و رومانى و بيشتر شهرهاى متمدن اروپاى عثمانى اغتشاش دارد و متصل ياغى مىشوند . اردوى سيم عثمانى كه بهترين قشون آن دولت است در آنجا مأموريت داشت و مواظب نظم بود . اين ايام خود قشون بناى ياغىگرى و نافرمانى را گذاشته ، با اهالى هم‌آواز شده دو نفر سرتيپ و چندين نفر صاحب‌منصب ديگر خود را مقتول كردند . سلطان از اردوى ديگر براى تنبيه و برقرارى نظم قشون فرستاد . اينها هم آنجا كه رسيدند نافرمانى كرده با اردوى سيم يار شدند . سلطان تا مسئله را فهميد اعلان مشروطيت را نمود ، به همان ترتيب و قانونى كه برهم زده بود و براى ماه سپتامبر وكلا را احضار كرده است كه هر پنجاه هزار نفر يك وكيل از نژاد ترك بايد انتخاب كنند . در اسلامبول جشن و عيدى گرفتند . جمعيت مرد گرد قصر يلدوز جمع شده خود سلطان در بالكن عمارت آمده مردم شادى كردند و فرياد كشيدند آرزوى ما زيارت سلطان بود كه