مشروطه از چه قرار بوده . از دكان حاجى خان خياط پنج بمب فتيلهاى بيرون آوردهاند و از استنطاق او تقصير ظهير السلطان علاوه شده كه مجددا زنجيرش كردند . اين بمبها را مؤيد السلطنه هم ديده بود و با حضور جماعتى از دكان او بيرون آوردند . « 1 »
گفتند يحيى ميرزا در قتل اتابيك امين السلطان شركت داشته . شايد قاتل بودنش هم معلوم بشود . يازده نفر كه در سفارت انگليس متحصن هستند كه اسامى آنها را از بس مختلف شنيدهام مىگذارم به وقت ديگر . چهار نفرش فرنگستان ، تتمه از طهران بروند .
تقىزاده
يكى از آنها كه محقق است تقىزاده مىباشد . گاهى مىشنوم كه مىگويند تقىزاده در سفارت خيلى كار مىكند ، يا سيم تلگرافخانه سفارت روزى دو ساعت در اختيار اوست .
تمام پارلمنتهاى فرنگستان را برهم زده و حال آنكه تمام اينها دروغ است . فقط چيزى كه راست است پس از آنكه اينها به عادت مملكتى خودمان در سفارت انگليس و ساير سفارتخانهها متحصن شدند به سايرين امنيت داده و خارج شدند . به كسانى كه سفارت انگليس رفته بودند تأمين داده نشد ، حتى قزاق هم اطراف سفارتخانهء طهران آنها گذاشتند . شارژدفر انگليس براى گذاشتن قزاق پروتست كرده . قزاق را برداشتند .
صحبت در تأمين بود كه مىگويند آن هم داده شد . اين مسئله از نطق وزير خارجهء انگليس در پارلمنت انگليس به خوبى معلوم مىشود .
نامهء سفرا به شاه
همينطور از كاغذ اول سفراى آلمان و روس و انگليس و عثمانى كه به شاه نوشتند كه عبارت از اين قرار است : مملكت ايران قابل مشروطيت نيست . اين مردم نمىتوانند امورات خود را اداره كنند شاه مظلوم واقع شده و شاه بايد به هر شكل و ترتيب ممكن است مملكت خود را امنيت بدهد . اين نوشتهء سفرا باعث قوت قلب شاه شد و بعد از چند روز مجلس را به توپ بست . سفارت انگليس با وجود اين نوشتهء خود همراهى با كسى ندارد . اگر مىداشت اولا نمىنوشت و ثانيا مثل دو سال قبل از همه پذيرائى كرده آن هنگامه را درست مىكرد .
بارى شاه بيرون آمد شرفياب شديم . شاه وسط خيابان با لباس ساده روى صندلى نشسته بود . از بىنظمى قشون ايران صحبت مىكرد و فرمودند بارها گفتهام قشون ايران
هامش
( 1 ) - ظهير السلطان را سردار امجد ضامن شده به طالش روانه كرد ، از آنجا به سوئيس رفته آنجاست .
( يادداشت مؤلف در حاشيه )