پنجشنبه 16 جمادى الثانيه - صبح با خبير همايون باغ شاه رفتم . ما بين دو تجير سپهسالار مشغول چادر زدن بودند . بسيار هم شلوغ بود . مدتى آنجا نشستيم ، همه بودند . اهل نظام با شمشير و سردوشى بودند . اما سردارى و شلوار و كلاه آنها هركدام يك رنگ بود . اخبارى كه شنيدم از اين قرار است .
عدليه
به مشير الدوله حكم شده عدليه را منظم و قانونى كند و به تمام ولايات شعبهء آن داير شود . عقيدهء شخص اعليحضرت است كه تمام اجزاء عدليهء حاليه را بيرون كنند . اما وزير اعظم چندان مايل نيست .
تعداد قزاق
هزار نفر قزاق هم كه پانصد سواره و پانصد پياده باشد پلكنيك بگيرد . در صورتى كه تمام ايلات ما سوار بده است . خيلى بهتر بود آنها را به قانون نظام در مىآوردند . فوج سيلاخور زياده منزلت پيدا كرده . حكم شده هشتصد نفر ديگر هم گرفته ، فوج سيلاخور هزار و ششصد نفرى بشود . اردوى گيلان ، پانصد سرباز فوج مخصوص ، دويست سوار ، چهار عرابه توپ كوهستانى حركت كرد با سردار افخم برود . رياست نظام با سردار امجد طالشى است .
فوت سيد جمال
سيد جمال در همدان سكته كرد از دنياى فانى به سراى جاودانى شتافت و با ميرزا حسينعلى و ازل و سايرين در اسفل السافلين مشغول نزاع و جدال شد . همينطور گفتند ابو السادات احمق در راه كرمانشاهان دچار سكته شد . از قرار معلوم مرض سكته فراوان است . . . « 1 »
استنطاقات - ظهير السلطان
شاهزاده مؤيد السلطنه را ملاقات كردم . صحبت از استنطاقهاى حضرات شد .
مىگفت از اين استنطاقات مطالب بسيار مهم كشف شده و مىشود . مقصود حضرات از روز اول تاكنون و منبعد خوب معلوم مىشود . در حقيقت اسناد صحيح به دست آمده و من عقيدهام اين است تمام را چاپ كرده منتشر نمايند تا معلوم همه بشود كه اين حكايت
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است . مؤلف در حاشيه نوشته : « ابو السادات بعد از چندى در طهران ملاقات شد و الان هم تهران است » .