تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2060

مساهمون:

ص٢٠٦٠
مملكت را اصلاح كنيم پول خيلى زياد لازم داريم و بايد محل جديد براى آن پيدا كنيم و شبهه ندارد چاره جز اين نيست و اگر نظر ما به همين مبلغ باشد ابدا هيچ نمىتوانيم امورات مملكت را اصلاح كنيم . عقيدهء بنده اين است و تغييرپذير هم نيست .

ماليات

باز گفتگو بسيار مىشود و آخر الامر رأى گرفته مىشود و به اكثريت آرا جرح و تعديل امسال را موقوف مىكنند . مجلس چه كند ، اگر بخواهد با آن شانزده كرور كارها اصلاح شود همان است كه وزير ماليه مىگويد . بخواهد ماليات جديد بگيرد از غيرمستقيم كه روس و انگليس نمىگذارند . مستقيم بگيرد مردم نمىدهند ، سهل است تمام اين بساط را برهم خواهند زد . بخواهد قرض كند كسى نمىدهد . تمام مواجب پارسالهء مردم مانده . امسال هم اميدى نيست . از آن‌طرف بودجهء وزارت‌خانه‌ها خودش هشت كرور شده و نمىدانند چه بكنند ، از كجا بدهند . جنس ولايات هم خريدار ندارد در انبارها خواهد پوسيد . مجلس تمام جنس را در خروارى ده تومان تخمين زده بود ، امسال طهران را چهار تومان دادند . ساير ولايات بيست و پنج هزار و بيشتر در محل باقى [ ماند ] و خريدار نيست . اگر مجلس در اول مىدانست وضع ماليه از نقد و جنس و برگشت تيول اينطور مىشود آن اصل قانون اساسى [ را ] كه جمع و خرج مملكت از مختصات مجلس شوراى ملى است هرگز نمىنوشت و الان انجمنها پوست دولت و دولتيان را براى ماليات در آورده بودند . از دفتر دربخانه رفتيم . مدتى مديد نشستيم صحبت كرديم . باز دفتر آمديم . باز وزير ديده نشد . منزل آمده خسته ، مانده و گرسنه .

مفت‌خورها و پوتين شش تومانى

اين صحبتها كه در مجلس مىشود مثل اين است كه تمام حقوق مفت‌خورها رسيده و مال امسال را هم مساعده گرفته‌اند . نمىدانند روزى چند مرتبه دفتر مىرويم و خبرى نيست و اين مفت‌خورها را زحمت وصول اين جزئى مقررى از نفس انداخته و جانشان را به لب رسانيده . اگر يك مرتبه قطع كرده بودند حالا يك سال بود راحت و آسوده شده يا كاسبى و نوكرى در طهران براى خود پيدا كرده بودند يا در دهات و شهرهاى ديگر كه ارزانى و فراوانى است رفته و راحت شده بودند . پوتينهاى شش تومانى و شلوارهاى چند تومانى را از اين‌همه دوندگى ضايع نمىكردند . مرده‌شور اين مواجب را ببرد كه از دو سال قبل نرسيده و تمام را قرض كرده و براى وصول آن خرج كرده‌ايم . من از شعاع الدين ميرزا پرسيدم مىگوئى پانزده ماه است به نوكرها مواجب نداده‌اى چطور مانده‌اند . اشاره به‌سمت باغبان و سرايدارهاى باغ گلستان كرد . گفت مثل اينها كه براى