شيرتوشير
من هم تصديق مىكنم مقالات آنها را بهجهت آنكه نمىبايست قلم آزاد شود مگر آنكه اول قانون مطبوعات چاپ و منتشر [ شود ] و وزارت علوم و پليس و عدليه منظم و مرتب باشد . حالا كه هيچيك از آنها منظم و مرتب نيست يك سال و نيم هم مىگذرد كه هرچه خواستند نوشته و چاپ و منتشر كردند و مملكت بواسطهء همين روزنامه و اوراق هرجومرج شد . ديگر چه قانونى ، چه زاكونى ! اين قانون مال مملكت جمهورى فرانسه است و ارباب جرايد ما قبول ندارند . صد آيه ، دويست حديث ، پنج هزار ادله و براهين عقلى و نقلى در تكذيب و نسخ آن نوشتهاند . يكى مىنويسد يزيد و معاويه هم از سلاطين بزرگ بودند . پس ما نبايد به آنها بد بنويسيم و صد حديث در مقابل آن ذكر مىكنند .
ديگرى مىنويسد ابو حنيفه [ و ] شافعى از علماى بزرگ بودند نبايد به آنها سوء ادب كرد . يكى مىگويد ابن زياد و شمر و محمد بن اشعث سردار و صاحبمنصب بزرگى بودند هتك احترام آنها را هم پس نبايد كرد . بارى شيرتوشير غريبى است . دچار عهد غريبى شدهايم . خداوند خودش ترحم فرمايند .
جمعه 29 ربيع الاول - حضرت و الا شمران تشريف برده بودند . من و حاجى آقا هم چهار ساعت به غروب مانده با ماشين حضرت عبد العظيم ( ع ) كه مدتها بود مشرف نشده بوديم رفتيم . جمعيت زياد بود اما نه بقدرى كه متصور بود . گويا براى اينكه جمعه بود و تمام انجمنها امروز منعقد است كم آمده بودند . صحرا خيلى مصفا بود . غروب مراجعت كرديم .
ديروز « مجمع قاجار » بوديم . باز مأمور شدم بروم دفتر براى اتمام عمل معظم الملك .
سه چهار نفر ديگر هم مأمور شدند . تمام كارها را اين انجمنها از دست وزراء و مجلس خواهند گرفت . مثل اينكه از « انجمن مهديه » دعوت كرده بودند براى بقاياى حكام و رسيدگى به عمل ذخيرهء دولت . ديروز از اغلب انجمنها به مجلس رفته بودند ، يكى براى واقعهء ناگوار اروميه ، ديگرى براى اتمام قانون عدليه .
صحبت تقىزاده
تقىزاده از بالاخانه به آنها مىگويد كه اين اجتماع شما امروز خلاف مصلحت و مقتضى وقت است . البته متفرق شويد . جمعيت هم فورا اطاعت كرده مىروند . قانون عدليهء ما بسيار سخت است نوشتهاند . اما علما تا دقت خود را نكنند ( بلكه مىگويند به عتبات بايد روانه شده امضاء شود ) مشكل است آفتابى كنند . هرچه مرافعه و قالمقال