سفارش كردند كم بخواند آقا از اول رفتن سفارت انگليس گرفت تا يومنا هذا . تمام قوانين موضوعه را هم شرح و تفصيل داد .
انجمنها
مجلس تمام شد . انجمن توپخانه ، انجمن كلوپ نظامى ، انجمن قاجار ، انجمن ساعتسازها بودند كه براى هر كدام زندهبادى گفتند . دورتادور تكيه هم كلاه نمدى ، كلاه پوستى ، كلاه نظامى ، تفنگ به دست و قطار فشنگ به كمر ايستاده بود . اين خود خلاف قانون اساسى است . اجتماعات با اسلحه ممنوع است .
نامهء مساوات
در تكيه از پسر آقا جمال افجهاى پس از خارج شدن از حضرت شيخ و عميد الدوله و بهاء الدوله شنيدم كه سيد محمد رضا شيرازى مدير مساوات كاغذى در جواب احضار محكمه نوشته كه اگر خود شاه حاضر مىشود من هم حاضر مىشوم . اگر او وكيل روانه كرده من هم وكيل بفرستم . نمىدانم چه جواب از محكمه داده شده كه تا امروز عصر هم حاضر نشده بود . مؤيد السلطنه را هم مردم دنبال كردهاند . باز گفتند سيد ، استشهادى « 1 » در روى چلوار عريض طويلى درست كرده كه تمام اين نسبتهاى به شاه را امضاء كرده و شهادت دادهاند . حالا اين استشهاد به مهر كى باشد نمىدانم .
محاكمهء مساوات
قانونا اين مسئله محاكمه و ثبوت لازم ندارد . فقط رئيس محكمه بايد جريمه و مدت حبس را از روى آن جريده معلوم كند . زيرا قانون حكم به منع آن كرده . ديگر از مرتكب آن توضيح يا استشهاد و سند نمىخواهند . هركس روزنامه مىنويسد حكم شده مطابق آن مواد رفتار كند . حالا مىخواهد هم روزنامه بنويسد هم مطابق قانون رفتار نكند ، هرج و مرج است . قانون مىگويد شاه را توهين نبايد كرد . حالا او مىكند و مىخواهد مدلل هم بدارد ، نمىدانم از چه راه است . مثل اينكه گمرك منع كرده است كه اسلحه و جوهر و خيلى چيزها را وارد ايران نكنند حالا اگر تاجرى يكبار جوهر وارد كند در گمرك ضبط كنند او جهات و دلايلى براى لزوم آن بگويد گمرك قبول نخواهد كرد . بارى اين قوانين هم اسباب مضحكه و شوخى شده . گفتند روزنامهنويسها اصلا زير اين قانون زدهاند . چنانچه در هر جريده چندين صفحه ملاحظه شده .
هامش
( 1 ) - اصل : اشتهادى .