تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2013

مساهمون:

ص٢٠١٣
صريح اعلام مىكنند كه خيانتهاى رئيس به احدى از مشروطه‌طلبان پوشيده و پنهان نيست و خباثتهاى اغلب وكلا كه خود را پارتى او قرار داده‌اند ايضا . به خواست خدا و به فرمودهء پيغمبر خون اين سگ بر ما مردم و ساير مشروطه‌طلبان واجب ( و در روز 12 - 16 - 1 - 14 - 13 - 10 - 8 ) او را به جزاى خود خواهيم رسانيد . خوش‌بختى و سعادت از 11 10 ظ 12 خ 10 14 است . اعلان صريح پارتيان رئيس ، قرار شما با رئيس اين است كه هروقت او خود را از رياست خلع كند شما هم خود را از وكالت خلع كنيد . مجاهدين ايضا صريح مىنويسند آن وكيلى كه بعد از كشتن آن سگ مجلس نيايد امنيت جانى و مالى ندارد . جواب ، به پروردگار قسم است كه او را مجال نداده خواهيم كشت . . . « 1 » اين شب‌نامه كه اغلبش رمز است بسيار بد خط در يك كاغذ كوچك درج است . اسم مولود تازه را روشنك خانم گذاشتم ماشاء الله قشنگ است . « 2 » شنبه دوم شهر ربيع الاول - روز قتل را مردم امامزاده حسن مىروند . هوا هم خوب بود . من و شعاع الدين ميرزا هم سواره رفتيم . بىحدوحصر جمعيت بود و تماشا داشت . روز 29 كه سيزده عيد بود باران به شدت تا غروب آمد . هيچكس نتوانست از خانه بيرون برود . بيست ساعت متجاوز باران باريد . خرابى خيلى كرد . اما براى زراعت بسيار نافع بود . امسال از همه چيز ارزان‌تر گندم و جو است . كاه دوازده هزار ، جو چهار تومان . مدتها است در اين شهر كسى به خاطر ندارد ! اما حاصل آتيه خوب نيست . اين ارزانى به داد مشروطه رسيد . اگر خداى نكرده قدرى گرانى بود از همه صدا بلند مىشد و تمام را به گردن مشروطه مىانداختند .

ادارات جديد

عميد الملك بوى عزل را كه شنيده فرارا طهران آمده . ديگرى حاكم نشده . احتمال مىرود به خودش بدهند . براى مقررى به وزارت ماليه عارض شده بوديم امروز دفتر رفتم . به اطاق مشاوره و محاسبه هدايت كردند . در اطاق كوچك ميزهاى بزرگ گذاشته بودند كه تمام فضاى اطاق را گرفته بود . دور صندلى بود . هركدام صاحبى داشت . صدا
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است . ( 2 ) - اين دختر بعدها عيال مرحوم امان اللّه اردلان حاج عز الممالك شد . ( مسعود سالور )