تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1989

مساهمون:

ص١٩٨٩
خانه را جستجو كردند . يك جعبه اجزاى ناريه كه مخصوص ساختن بم است از يك اطاق و يك دانه گلوله مانند كه در كلاه فينه در مقدارى پشم پنهان كرده بودند با يك ريش مصنوعى كه براى تغيير وضع و شكل ساخته‌اند از صندوق خانهء اطاق از زير خاك و خاشاك پيدا كرده به ادارهء نظميه آوردند . از وضع و ترتيب اطاقها معلوم بود كه با نهايت عجله آن اشخاص منازل خود را ترك كرده و فرار كرده‌اند و تا حال معلوم نشده كه به كجا رفته و در چه‌جا پنهان شده‌اند . »

نطق وزير جنگ

شمارهء 68 روزنامهء مجلس نطق وزير جنگ را اين‌طور مىنويسد : « البته شرح اين مسئله مفصل است ولى بطور اختصار عرض مىشود كه آنچه تاكنون از تحقيقات و اقدامات نتيجه حاصل شده و به حقيقت پيوسته آن است كه شش نفر از اهالى آذربايجان از محال « كنى » و « شبسترى » مىباشند و سابقا هم آنها از كاركنان راه و مشغول راه‌سازى بوده‌اند ، در راهى كه روسها مىساختند . آنچه معلوم شده است و بديهى است همين شش نفر بوده‌اند و امروز رئيس نظميه اسامى و شكل آن اشخاص را معين كرده است . اما هيچ‌كدام تاكنون دستگير نشده‌اند . از تحقيقات و علائم صحيح معلوم شد كه اينها در خيابان چراغ‌گاز خانه داشته‌اند . بعد اظهار كرده‌اند كه اينجا براى ما تنگ است دو نفر از آنها رفته در تخت بربريها خانه كرايه كرده بوده‌اند كه تقريبا نزديك به آن مكانى است كه بمب را انداخته بودند و از آن روز كه اين واقعه اتفاق افتاد اين اشخاص به آن خانه نيامده‌اند و ادارهء نظميه هم چند روز مسامحه نموده بلكه آنها مراجعت به خانه كرده و دستگير شوند و وقتى هم آن خانه‌ها را تفتيش مىنمايند بعضى علامات به دست آمده كه يقين حاصل شده مرتكبين اشخاص ساكنين همان خانه بوده‌اند و آن علامات بعضى مواد ناريه و يك گلوله بم و يك ريش سياه مصنوعى بوده . حتى لوازمات ناهار و چاى هم در ميان بوده . معلوم مىدارد كه مضطربانه از خانه بيرون رفته‌اند . اما تاكنون هيچ‌كدام از آن اشخاص گرفتار نشده‌اند و از طرف ادارهء نظميه اقدامات لازمه در گرفتارى آنها شده و تلگرافات لازمه به ولايات در اين باب شد . اميدواريم كه انشاء الله به زودى مرتكب را دستگير نمائيم . » بعد از ناهار محكوما دربخانه رفتم . وزراء در تلگراف‌خانه مشغول اصلاح [ امور ] فارس بودند . از آنجا عمارت خورشيد كه وزارت جنگ برقرار شده رفتم . سردار منظم نبود . معلوم شد از دست من فرار كرده . منزل آمدم اما تقى را ادارهء نظميه فرستادم . معلوم شد سردار آنجا بوده . بعد از قرائت پاكت من وعدهء فردا كرده است .